#سادیسمی

#سادیسمی
پارت 19

به کشتن میدادن ..
ولی وقتی گلوله به قلب .. پدر جونگ کوک خورد ..
نفرت جونگ کوک شروع شد و یه آدم بیرحم شد ..
درسته .. آت و به زور از پدر و مادرش.. گرفت .. اون میخواست انتقامش رو با عذاب دادن دختر ..عموش بگیره ..
درسته آت دختر عموش بود ..
پدر و مادر آت هیچکدوم نمتونستن در مقابل جونگ کوک وایسن .. همه ازش میترسیدن ولی روز هم رسید که جونگ کوک .. با کشتن ..
خانواده آت .. یه دوش سنگین رو از کولش برداشت .. آت اون موقع خیلی بچه بود .. و اون موقع بهش دروغ گفته بودن ..
ازدواج اجباری .. کشته شدن خانوادش توی تصادف .. تمام چیزایی که آت میدونست ..
اشتباه بود ..
جونگ کوک هم به خاطر این همه دروغی که به آت گفته بود .. عذاب وجدان داشت ..
درسته جونگ کوک از همون اول آت و دوست داشت ولی به خاطر کشته شدن پدرش نسب به خیلی ها بیرحم شده بود .. ولی دوباره حسش به آت برگشته بود .. دوباره بدون اینکه بتونه احساساتشو کنترل کنه عاشق آت شده بود ..
ولی مونده بود چطور این همه حقیقت رو به آت بگه ..
چطور به چشمای آت نگا کنه و بگه من خانوادت و کشتم .. و تو رو به زور ازشون گرفتم ...‌ چطور بگه من زندگیت رو نابود کردم‌....
دیدگاه ها (۱)

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۹✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

پسر دایی ات کنار ات نشست و با لبخند گفت:پسر دایی: ات، این چن...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

چندپارتی جونگ کوک

مهمونی خطرناکپارت:25ویو اتبابام با اخم به جونگ کوک نگاه میکر...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

قسمت ۶ روزهای اول زندگی مشترک، بیشتر شبیه میدان جنگ بود. جون...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

عشق زار آلود(Mysterious Love)part:۲ات گوشی رو برداشت و پیام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط