منشی جدید شرکت "فصل² "

منشی جدید شرکت "فصل² "
part ¹


⁷ سال بعد اون ماجرا"

یونگی: بچه اونا رو بده به مننن
سئونگ"بچه‌ی‌ات‌ویونگی": نیمیخواممممم
ات: چیشده؟
یونگی: بچه‌ی جنابعالی پرونده‌های منو برداشته بهمم نمیده میخوام برم شرکت
ات: سئونگ اون پرونده ها رو بده من!
سئونگ: نهههعع
ات: باشه.....پس منم نمیبرمت شهربازی
سئونگ: باشه میدم....بیا بابایی ببشید
یونگی: آفرین پسر خوب الحق که بچه‌ی خودمی
ات: عههه اون موقع که پرونده‌ها تو برداشته بود بجه‌ی من بود حالا بچه‌ی توعه؟
یونگی: اون رفتاراش به تو رفته
ات: چیییی؟ به منننن؟؟؟
یونگی: اوه اوه اوضاع خیت شد بهتره که من برم
ات: واقعا که

"و در همان موقع"

فیلیکس: رئیس....بلاخره آزاد شدید....خیلی خوشحالم "خواست جی‌وو رو بغل کنه که"
*فیلیکس رو که یادتونه که با جیهو بازی کرد و جیهو به فیلیکس باخت*
جی‌وو: صد دفعه بهت گفتم از این لوس بازیا خوشم نمیاد
فیلیکس: او....ببخشید.....رئیس....حالا چیکار میکنید؟
جی‌وو: انتقام!

"ویو یونگی"
مثل همیشه رفتم شرکت....چند روزی بود یه خانومه‌ای میومد و از شوهرش شکایت می‌کرد و می‌گفت قاچاق‌چیه....پرونده‌شو قبول کردم‌ و داشتم روی اون کار میکردم‌....‌تو دفترم بود که......

تق تق تق "صدای در"
یونگی: بله؟
آ.کیم: ببخشید رئیس....یه آقایی به اسم هان سئو جون با شما کار دارن
یونگی:بگو بیاد تو
آ.کیم: بفرمایید "اشاره به سئو جون"
سئوجون: سلام
یونگی: سلام....بفرمایید بشینید
سئوجون: بله ممنون
یونگی: خوب کارتون رو بگید
سئوجون: خوب‌.....من یه پرونده‌ای دارم که میخواستم شما حلش کنید
یونگی: چه پرونده‌ای؟
سئوجون: راجب شخصی به اسم لی سوبین هست‌‌....دو روز پیش ۵۰۰ دلار به حسابم ریخت...اما ما فقط به صورت مجازی دوست بودیم.....امروز هم ۵۰۰ دلار دیگه به حسابم واریز کرد....خیلی عجیبه.....خواستم این پرونده‌ رو به عهده بگیرید
یونگی: خوب الان که خودم سرم خیلی شلوغه....ولی به همسرم میگم ایشون پرونده‌ی شما رو برسی کنه
سئوجون: بله ازتون ممنونم
یونگی: خواهش میکنم
سئوجون: پس من میرم که مزاحم شما هم نشم‌.....خدافظ
یونگی: مراحمید....خدافظ

*سئوجون رفت"

ساعت ⁷ شب بود....وسایلم رو جمع کردم و رفتم خونه.....وقتی رسیدم یهو.......


اینم از فصل ²......قراره هیجانی تر بشه پس منتظر باشید😉
ظهر یه پارت از اون چندپارتی که گفتم از جیهوپه رو میزارم
#BTS#V#RM#JIMIN#JIN#J_HOPE#JUNGKOOK#JK#JM#شوگا_عضو_BTS#Teahyung#soga#kook
#فیک#فیک_بی_تی_اس#فیک_تهیونگ#فیک_جونگ_کوک#فیک_جیمین#فیکشن#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ#فیک_نامجون#فیک_جین#سناریو#سناریو_بی_تی_اس#سناریودرخواستی#تک‌پارتی#جیمین
#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#تهیون#جونگکوک#کیم_نامجون#کیم_سوکجین#مین_یونگی#جانگ_هوسوک#پارک_جیمین
#کیم_تهیونگ#جئون_جونگکوک#بی_تی_اس#کوک#کوکی#هوبی#وی#آر_ام#هوسوک#یونگی
دیدگاه ها (۲۰)

Why Did I Fall in Love with You?P⁴یونگی: جونگکوک، یه اتفاق ع...

بچه ها داشتم انیمه اسپای فمیلی میدیدم که متوجه ی یه موضوعی ...

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

☆فــیـک:𝑷𝒓𝒊𝒄𝒆 𝒐𝒇 𝒔𝒊𝒏&بـــهـآی گــنـآه☆𝑷𝒂𝒓𝒕:² ...

سناریو(درخواست یکی از فرشته ها بود)(وقتی رو صحنه اجرای مثبت ...

پارت ۱ ویو ا.ت موهام رو با کلیپس قهوه ای رنگم بستم و شروع کر...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 22...........گارسون=بله بفرم...

دو پارتی از جی . پارت اخرجی و ات از اون پارتی پر سر و صدا و ...

درخواستی : وقتی بهت خیانت کرد

مربی موتور سوار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط