غـریـبــه مـن ───※ ·❆· ※───

لباس دایون
واسه ا/ت هم خودتون یه چی تصور کنین
فرداشب:
به مهمونی یکی از شریکای جونگکوک دعوت بودیم نمیدونستم کیه و چطور مهمونیه ولی از خونه موندن بهتره حاضر شدم و جونگکوک رفتیم
اونجا دایون و سانگ هو هم بودن وای خدایا دایون چی پوشیده بود با اون م*مه هاش
سر یه میز رفتیم که دایون اومد و با جونگ کوک رفتن یه میز دیگه و سانگ هو اومد پیشم
کلی با هم حرف زدیم و با خصوصیات همدیگه آشنا شدیم
اون وسط دایون هرچی با کوک حرف میزد و میخواست که بهش توجه کنه کوک کلا حواسش به ا/ت و سانگ هو بود که چیکار میکنن
~کجایی حواست هست دارم چی میگم
+........‌
~جونگکوکک(بلند
+بله
~حواست کجاس
کوک چشمش به ا/ت و سانگ هو میوفته که دارن نمیدونم کجا میرن
+ببخشید من باید برم دستشویی
ا/ت:
سانگ هو گفت اون اگه بریم اون سمت منظره قشنگی و میتونیم از پنجره ببینم باهم رفتیم ولی رسیدیم یه جایی چرت
_اینجا که پنجره نداره...منظره کو؟
سانگ هو دستمو کشید و منو برد گوشه دیوار
¤منظره قشنگش تویی دیگه
خواستم از زیر دستش در برم ولی نذاشت
_چیکار میکنی
¤چرا میخوای ازم فرار کنی کاری نمی‌کنیم که
صورتشو نزدیک ا/ت میکنه و بعد از چند لحظه یهو لباشو میزاره رو لبای ا/ت و میخواد مک بزنه
همین لحظه کوک میاد و اینارو میبینه باورش نمیشد از عصبانیت انگار قرمز شده بود نمیتونست همچین چیزیو ببینه برمیگرده تو سالن
ا/ت:
سریع از خودم جداش کردم و یه سیلی بهش زدم
_خیلی بیشعوری...فکر کردم میتونیم باهم دوست شیم
¤کجاا
میره سالن و جونگکوک دستشو میکشه انقد تند میره که دست ا/ت میخواد کنده شه(بدبخت ا/ت از هردو طرف )
+چه زود دست به کار شدی میخوای امشب بری خونش
_چی
+ازت توقع نداشتم....اشتباه شناختمت
ا/ت نمی‌خواست بگه ولی با این وضع...
_من کاره ای نبودم اون منو به زور بوسید
وقتی اینو میشنوه دیگه نمیتونه تحمل کنه کُتشو در میاره و میره سمت سانگ هو
خلاصه کتک کاری میشه ا/ت هم این وسط جیغ و داد میکنه ک*ون سانگ هو هم تا ته پاره میشه
کوک نمیخواست از کتک زدن سانگ هو دست بکشه قشنگ عقده هاشو رو سانگ هو خالی میکنه
همه دورشون جمع شده بودن و کوک همچنان ادامه میداد
_ت..تو چیکار کردی؟
+........
_ دیوونه ای
+ا/تت این یه نوع تجاوز حساب میشه
_باید اینکارو میکردی
+الان وقت سرزنش کردن من نیست

#فیک #جونگکوک #بی_تی_اس #کیپاپ #آرمی #بنگتن
#BTS #BTS_ARMY #Jungkook #K_pop #BANGTAN #ARMY #Bangtan
دیدگاه ها (۴۲)

تکپارتی جونگ کوک

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

سناریو کازتورا پارت اخر

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو ایدل رویایی ۱

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط