پارت 31
ویو کوک
رفتم پایین که از ا/ت خدافظی کنم و اینا یهو یع صحنه خیلی بد دیدم
ته وا/ت تو بغل هم بودن یعنی چی اخههه
خونم جوش اومده بود و به شدت زیاد عصبی بودم و حتی رگای دستمم زده بود بیرون و احتمال اینکه کل ادمای عمارتو بکشمم زیاد بود
-دارین چه غلطی میکنین هااان (عربده)
+ هی هیچ هیچی(ترس و لکنت)
_هیچی ارههههه پس این چیهههه(عربده و بچه کلا همه ی حرفای کوک با داد و عصبانیته و ا/تم ترس و لکنت حوصله ندارم همش بنویسم😭🤣🤦🏻♀️)
ویو ا/ت
که یهو کوک رفت گردن ته رو محکم گرفت
-برای چی اینکارو کردیییی هااان بعدشم مگه تو دوست دختر ندارییی نکنه به ا/ت چشم داری هاااا
@ بخدا اونجوری که فکر میکنی نیست داداش(سرفه)
+ برات توضیح میدم فقط لطفا ولش کن(گریه)
- معلومه که توضیح میدی البته بایدم توضیح بدی واسه توهم دارم منتظر باش
(گردن ته رو ول کرد و دست ا/تو کشید و برت تو پذیرایی)
- داشتی چه غلطی میکردی هوممم…چجوری جرئت کردی به جز من پسر دیگه ای رو بغل کنی یا بهش دست بزنیی
+ لطفااا
- مگه بهت نگفته بودم حق نداری همچین کاری کنی هوممم
میبینم که شجاع شدی
+ کوک لطفاا بخدا دیدم ناراحته گفتم برم ببینم چیشده و بخاطر اینکه ناراحت بود بغلش کردم همین(گریه)
- توضیح میدی نگران نباش البته بعد از تنبیهت
ویو ا/ت
که یهو منو بغل کرد و بردم تو اتاق و پرتم کرد رو تخت و گفت
-بهت نشون میدم گوش نکردن به حرف های من چه تاوانی داره
( در همین هین کوک دکمه های لباسشو باز میکرد)
+ ترو خدا نکنن میخوای اصلا باهام چیکار کنی(ترس و گریه)
-من کاری نمیخوام بکنم فقط میخوام بهت نشون بدم عواقب کارت چیه دارلینگ
ویو ا/ت
و الان کوک لباساشو کامل دراورد و گفت
-تا برگردم اینو میپوشی
راستی بچه ها ۴۰تایی شدنمون مبارکک مرسیی بابت حمایتتون🥳🥳🫂🫂
پارت بعدی هم تو راهه و چند دقیقه دیگه گذاشته میشه و یه پارت هدیه هم به مناسب ۴۰تایی شدنمون داریم😊🥳
راستی لایک و کامنتم فراموش نشه قشنگا😘❤️
رفتم پایین که از ا/ت خدافظی کنم و اینا یهو یع صحنه خیلی بد دیدم
ته وا/ت تو بغل هم بودن یعنی چی اخههه
خونم جوش اومده بود و به شدت زیاد عصبی بودم و حتی رگای دستمم زده بود بیرون و احتمال اینکه کل ادمای عمارتو بکشمم زیاد بود
-دارین چه غلطی میکنین هااان (عربده)
+ هی هیچ هیچی(ترس و لکنت)
_هیچی ارههههه پس این چیهههه(عربده و بچه کلا همه ی حرفای کوک با داد و عصبانیته و ا/تم ترس و لکنت حوصله ندارم همش بنویسم😭🤣🤦🏻♀️)
ویو ا/ت
که یهو کوک رفت گردن ته رو محکم گرفت
-برای چی اینکارو کردیییی هااان بعدشم مگه تو دوست دختر ندارییی نکنه به ا/ت چشم داری هاااا
@ بخدا اونجوری که فکر میکنی نیست داداش(سرفه)
+ برات توضیح میدم فقط لطفا ولش کن(گریه)
- معلومه که توضیح میدی البته بایدم توضیح بدی واسه توهم دارم منتظر باش
(گردن ته رو ول کرد و دست ا/تو کشید و برت تو پذیرایی)
- داشتی چه غلطی میکردی هوممم…چجوری جرئت کردی به جز من پسر دیگه ای رو بغل کنی یا بهش دست بزنیی
+ لطفااا
- مگه بهت نگفته بودم حق نداری همچین کاری کنی هوممم
میبینم که شجاع شدی
+ کوک لطفاا بخدا دیدم ناراحته گفتم برم ببینم چیشده و بخاطر اینکه ناراحت بود بغلش کردم همین(گریه)
- توضیح میدی نگران نباش البته بعد از تنبیهت
ویو ا/ت
که یهو منو بغل کرد و بردم تو اتاق و پرتم کرد رو تخت و گفت
-بهت نشون میدم گوش نکردن به حرف های من چه تاوانی داره
( در همین هین کوک دکمه های لباسشو باز میکرد)
+ ترو خدا نکنن میخوای اصلا باهام چیکار کنی(ترس و گریه)
-من کاری نمیخوام بکنم فقط میخوام بهت نشون بدم عواقب کارت چیه دارلینگ
ویو ا/ت
و الان کوک لباساشو کامل دراورد و گفت
-تا برگردم اینو میپوشی
راستی بچه ها ۴۰تایی شدنمون مبارکک مرسیی بابت حمایتتون🥳🥳🫂🫂
پارت بعدی هم تو راهه و چند دقیقه دیگه گذاشته میشه و یه پارت هدیه هم به مناسب ۴۰تایی شدنمون داریم😊🥳
راستی لایک و کامنتم فراموش نشه قشنگا😘❤️
- ۱۰.۳k
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط