مثل یک میکده

مثل یک میکده
در مرز کسالت هستم!
مثل یک ساختمان لب دریا
نگرانم به کشش‌های بلند ابدی...


👤 سهراب سپهری
دیدگاه ها (۱)

اشک هام مث بارون پاییز.حس خوب این ویدیو تقدیم نگاهت

ʙᴇᴀᴜᴛɪꜰᴜʟ ᴍɪꜱᴛᴀᴋᴇᴛʜᴇ ᴀᴜᴛʜᴏʀ | ɪᴀɴᴘᴀʀᴛ:⁰³تهیونگ سعی می‌کرد شن...

قسمت سوم: رقصِ آتش و لب‌هامکان: تالارِ بزرگِ هتل، زیر نورِ ل...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

## «ماه، بوی باران می‌دهد»### پارت سوم: سایه‌ی حقیقتنورِ کم‌...

عاشقانه های شبنم

### پارت هشتم: طوفان درون و بیرونقطرات باران مثل سوزن به پوس...

{محکوم به لمس } part ۳۰ 杂交种 این قاب در چشم‌های جیمین‌ به حد...

p5

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۸ چند روز از ماجرای کلاس قدیمی گذشته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط