اسم فیک:اون واسه منه

اسم فیک:اون واسه منه
p6
ویو صبح
ات: داداشی میشه نری توروخدا

ته : نه دورت بگردم میرم ولی زود برمی‌گردم توهم پیش کوک بمون

کوک:راست میگه ات پیش من میمونی تا ته ته بیاد

ات:ولی من دلم واسه داداش تنگ میشه (بغض)

ته :منم دلم برات تنگ میشه جونه دلم ولی مجبورم باید برم

کوک:یاااا ات یعنی داری میگی منو دوست نداری؟

ات :چرا دوستت دارم ولی نمیتونم نبود داداشمو تحمل کنم

ته : قوروبونت بشم دم رفتنی منو ناراحت نکن خببب!

ات:باشه داداشی

کوک: اخیش بانو حالا اگر کارتون با برادر گرامیتون تموم شد بریم سمت شهربازی

ات و ته: شهربازی!؟

کوک: بله موسیو بله مادام من برای مادام ات بیلیط رزرو کردم تا بریم و یه عالمه خوش بگذرونیم


ته:ات با کوک برو دیگه الان بلیطتون از بین می‌ره

ات:باشه داداش جون
ات گونه تهیونگ رو بوسید و محکم بغلش کرد و خداحافظی کرد
کوک میخواست تو همین چندماه اخیر به ات اعتراف کنه ولی استرس داشت که قبول نکنه
یهویی که نمیشه هیجانیش کرد!
بریم تا پارت بعد که تا یه ساعت دو ساعت دیگه براتون میزارمش
.
.
.
.
ولی دیگه مثل قبل مهربون نیستمااااا شرط میزارم

شرط:
۱۵ لایک
فالو ۳
دیدگاه ها (۸)

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

چند پارتی درخواستی

این رمان ماله من نیس ماله دوستمه ایدیش @hstyg80

مهمونی خطرناک پارت = 14 چند دقیقه بعد:همینطور که داشتیم بحث ...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

#عشق_بعد_نفرتپارت 11"سه ساعت بعد" کوک: من دیگه نمیتونم پوففف...

صدای زنگ که پیچید، ات با ذوق وسایلش رو جمع کرد. امروز جیمین ...

وقتی یهو.... | p.2 (حدود ظهر بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط