روزگارم بد نیست,غم کم میخورم
روزگارم بد نیست,غم کم میخورم
کم که نه,هرروز کم کم میخورم
عشق از من دورو پایم لنگ بود
غیمتش بسیار دستم تنگ بود
گر نرفتم هردو پایم خسته بود
شیشه, گر افتاد دودستم بسته بود
چند روزیست که حالم بدنیست
حال ما ازاین و آن پرسیدنیست
گاه بر زمین زل میزنم گاه بر حافظ تفعل می زنم
حافظ فرزانه دل فالم را گرفت
یک غزل آمد و حالم را گرفت
ما ز یاران چشم یاری داشتیم/خود غلط بود آنچه ما میپنداشتیم
کم که نه,هرروز کم کم میخورم
عشق از من دورو پایم لنگ بود
غیمتش بسیار دستم تنگ بود
گر نرفتم هردو پایم خسته بود
شیشه, گر افتاد دودستم بسته بود
چند روزیست که حالم بدنیست
حال ما ازاین و آن پرسیدنیست
گاه بر زمین زل میزنم گاه بر حافظ تفعل می زنم
حافظ فرزانه دل فالم را گرفت
یک غزل آمد و حالم را گرفت
ما ز یاران چشم یاری داشتیم/خود غلط بود آنچه ما میپنداشتیم
- ۹۵۵
- ۰۸ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط