مجنون سرخ چشم پارت ۲۱
کاتسوکی با خودش توی کشمکش عه خیلی عصبانیه ولی خیلی از از دست دادن ایزوکو میترسه برای همین زنجیرش میکنه میکنه و نمیتونه بزاره ایزوکو از شدت خونریزی بمیره و میدونه ایزوکو اگه تهدید نشه همکاری نمیکنه
کاتسوکی: گوش کن، عوضی کوچولو، اینجا از این به بعد خونه ی جدیدته چه بخوای چه نخوای و مطمئن باش اگه فقط یه کلمه ی دیگه درباره ی خونه بشنوم مطمین میشم اون یکی بالت رو هم از دست بدی چون من از ناتوان کردنت بدم هم نمیاد حالا خفه شو هرچی میگم اطاعت کن وگرنه مجبورم به ی شیوه ی دیگه حرفم رو بهت بفهمونم. شیر فهم؟
ایزوکو شوکه شده و وحشت کرده و میلرزه
: شی... شیر فهم
کاتسوکی از اتاق میره بیرون و در رو اروم و بی صدا میبنده به در تکیه میده و اروم به سمت زمین سر میخوره و در نهایت میشینه و دستی به موهای بلوند خاکستریش میکشه
کاتسوکی: لعنتی... نمیخواستم اینطوری بشه نباید... اه...
کاتسوکی: باید یه راه دیگه باشه.... حتما راهی وجود داره که دوباره بالش رو بدوزیم
کاتسوکی: گوش کن، عوضی کوچولو، اینجا از این به بعد خونه ی جدیدته چه بخوای چه نخوای و مطمئن باش اگه فقط یه کلمه ی دیگه درباره ی خونه بشنوم مطمین میشم اون یکی بالت رو هم از دست بدی چون من از ناتوان کردنت بدم هم نمیاد حالا خفه شو هرچی میگم اطاعت کن وگرنه مجبورم به ی شیوه ی دیگه حرفم رو بهت بفهمونم. شیر فهم؟
ایزوکو شوکه شده و وحشت کرده و میلرزه
: شی... شیر فهم
کاتسوکی از اتاق میره بیرون و در رو اروم و بی صدا میبنده به در تکیه میده و اروم به سمت زمین سر میخوره و در نهایت میشینه و دستی به موهای بلوند خاکستریش میکشه
کاتسوکی: لعنتی... نمیخواستم اینطوری بشه نباید... اه...
کاتسوکی: باید یه راه دیگه باشه.... حتما راهی وجود داره که دوباره بالش رو بدوزیم
- ۱۹.۷k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط