کوچک تر که بودم
کوچک تر که بودم
فکر میکردم باران اشک خداست
ولی مگه خدا هم گریه میکنه چرا باید دل خدا هم بگیره!!!
دوست داشتم زیر باران قدم بزنم
تا بوی خدا رو حس کنم
اشک خدارا در یک کاسه جمع کنم تا هر وقت دلم گرفت
کمی بنوشم تا پاک و آسمانی شوم
آسمان که خاکستری می شد دل منم ابری می شد
حس میکردم ادما دل خدا را شکستند
و یا از یاد خدا غافل شدند
همه می گفتند:باران رحمت خداست..
ولی حس کودکانه من می گفت:
خدا دلش از دست ادم ها گرفته...
فکر میکردم باران اشک خداست
ولی مگه خدا هم گریه میکنه چرا باید دل خدا هم بگیره!!!
دوست داشتم زیر باران قدم بزنم
تا بوی خدا رو حس کنم
اشک خدارا در یک کاسه جمع کنم تا هر وقت دلم گرفت
کمی بنوشم تا پاک و آسمانی شوم
آسمان که خاکستری می شد دل منم ابری می شد
حس میکردم ادما دل خدا را شکستند
و یا از یاد خدا غافل شدند
همه می گفتند:باران رحمت خداست..
ولی حس کودکانه من می گفت:
خدا دلش از دست ادم ها گرفته...
- ۷.۷k
- ۲۶ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط