{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من

من
آدمِ دیر رسیدن بودم
آدمِ دوست داشتن هایِ دست دوم
آدمی بودم که هر کجا پا میگذاشتم،
یک نفر قبل از من،
قولِ ماندن داده بود و رفته بود...
که دوستت دارم را
هر مدل به زبان می آوردم،
هزاران بار با گوشش بازی کرده بود
هر کدام از گل های شهر را برایش میچیدم،
هیچکدام برایش تازگی نداشت
هر عطری برایش میزدم،
بویش،
مشامش را قبلاً پُر کرده بود!
هر بار به بهانه ای فاصله میگرفتم تا ارزشم را بسنجم،
اما برایِ همیشه از دستش میدادم!
من همیشه برای رسیدن دیر کرده بودم...
کسی زودتر از من مزه عشق را به معشوقه‌ام چشانده بود!
دروغ میگویند،
هیچوقت دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن نبوده ...
ما همیشه از نفر دوم بودن بدمان می آمده
و بارها و بارها برسرمان آوار شده
کاش حداقل اگر اولین انتخاب کسی نبودیم،
آخرین انتخاب کسی باشیم!
کاش از تمام دنیا کسی بیاید،
که چشم‌هایش ‌طعم غزل بدهند و
دهانش مزه‌ی عشق...
یک عشقِ ناب
یک عشقِ بِک
دیدگاه ها (۱)

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

فصل دومپارت دوازدهم | شروع یک عشق واقعیبعد از آن شب...همه‌چی...

رمان انتقام ازدواج کامل

پروانه جان

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

*عشق در اعماق یک مافیا*پارت ۱دوباره با بابام دعوام شد… و تهش...

P 24

P15وقتی از رینو خداحافظی کرد داشت سمت مخالف می‌رفت که کنارش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط