نمیشه .

نمیشه .
به هر دری که بزنی باز نمیشه .
یوقتایی هست که با خدات خلوت میکنی 
حرف میزنی،درد و دل میکنی... 
مشکلت حل که نمیشه هیچ،بدترم میشه... خسته میشی!
بلندتر میگی خدایااااا منم هستماااا ...
ولی بازم درا به روت بسته است.
میبری از همه چی
میریزی تو خودت
کم میاری و ایندفعه فریاد میزنی خداااااااااا چراااااااااا ...
صدات نمیرسه بهش!!!
یوقتایی باید دست کشید از صدا کردنش
ایندفعه نه با خدا که با "خودت "باید خلوت کنی 
ببینی کجا؟ ، روی چند نفر یا رو چه ادمایی پا گذاشتی که دلشونو برداشتن دادن دست خدات 
همون خدایی که الان داد میزنی میگی "منم "هستم ،چرا "منو" نمیبینی ...
یوقتایی حتی دیگه کاری از دست خدا هم برنمیاد!!
اره حق الناس که به گردنت باشه خدا هم نمیتونه برات کاری کنه
حالا تو هی بشین ی گوشه زانوهاتو بغل بگیرو گریه کن و بگو:
"الهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعا"
"خدایا ببخش آن گناهانم را که دعایم را حبس کرده"
نه... اینجا دیگه کاری از دست خدا هم برنمیاد برات :) :
دیدگاه ها (۱)

#تک_پارتی_هیونجینتوضیحات:تو و هیونجین یه ساله باهم ازدواج کر...

پارت ۲۹(یونا به سمت ماشین میدوه‌ ولی جونگ کوک اونو میگیره )ی...

رمان: رفتار سرد

پارت 186

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.1ا.ت:کوکیییکوک:جانم پیشی کوچولوی د...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

اجبار به بدبختی پارت ۱۶

____[The Forbidden Crossing]____

Part 49کیم‌ویا.تبا احساس خفگی از خواب بیدار شدمتهیونگ محکم ب...

My Arirang Part ۲۰جیمین: عذر می‌خوام بد موقع اومدم ولی میشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط