عشق سیاه 🖤⛓️
صدای تیر اومد و ته ته افتاد زمین
، ته تهههههههههه
_ تهیونگگگگگ
حالت خوبه
جونگکوک سریع رفت تا
اونی که تیر اندازی کرده رو بکشه
و سوهو از ترس بیهوش شد
تهیونگ چشماشو بست
خیلی ترسیده بودم
باید چیکار می کردم
همون لحظه یه زن اومد
. اوووو انگاری زوج های عاشق هردو به درک رفتن
+ تو کی هستیییی
. من هه
تو نمی شناسی ولی تهیونگ خوب میشناخت
+ چی میگی
. پس ته ته منو بخاطر این زنیکه ول کرد
+ چی
. آره من همونی هستم که تهیونگ عاشقش بوددددد
ولی بخاطر این هرزه ولمکرد
همون لحظه اسلحش رو در آورد
+ چیکار میکنیییی
نههههه نکنننننننن
و یه تیر به سوهو زد
همون لحظه خودش هم تیر خورد
کوک بود
ولی چرا اینقدر دیر عمل کرد
الان هر دو رفتن
چیکار کنم
دوتایی اونا رو زود بریدم بیمارستان
حالم اصلا خوب نبود
، ته تهههههههههه
_ تهیونگگگگگ
حالت خوبه
جونگکوک سریع رفت تا
اونی که تیر اندازی کرده رو بکشه
و سوهو از ترس بیهوش شد
تهیونگ چشماشو بست
خیلی ترسیده بودم
باید چیکار می کردم
همون لحظه یه زن اومد
. اوووو انگاری زوج های عاشق هردو به درک رفتن
+ تو کی هستیییی
. من هه
تو نمی شناسی ولی تهیونگ خوب میشناخت
+ چی میگی
. پس ته ته منو بخاطر این زنیکه ول کرد
+ چی
. آره من همونی هستم که تهیونگ عاشقش بوددددد
ولی بخاطر این هرزه ولمکرد
همون لحظه اسلحش رو در آورد
+ چیکار میکنیییی
نههههه نکنننننننن
و یه تیر به سوهو زد
همون لحظه خودش هم تیر خورد
کوک بود
ولی چرا اینقدر دیر عمل کرد
الان هر دو رفتن
چیکار کنم
دوتایی اونا رو زود بریدم بیمارستان
حالم اصلا خوب نبود
- ۵.۷k
- ۱۸ آذر ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط