آدمایی که ساعتهاآهنگ تکراری گوش میدن ...
آدمایی که ساعتهاآهنگ تکراری گوش میدن ...
این آدمایی که پشت فرمون ماشین میزنن کنار و به روبرو خیره میشن...
این آدمایی که توی خیابان بی تفاوت از کنارت رد میشن...
یا توی تاکسی کنارت نشستن و زل زدن به بیرون،...
همونایی که دستگیره ی اتوبوس رو محکم توی دستشون میگیرن
و خیره میشن به اتفاقای توی پیاده رو،...
این آدمایی که ساعتها زیر دوش به کاشی های حموم خیره میشن،...
غذاشونو سرد میخورن،...
ساعتها به یه آهنگ تکراری گوش میکنن و هیچوقت اونو حفظ نمیشن...
اینقدر علامت سؤالهای توی فکرشونو میشمرن
تا آخرش روی بالش خیس خوابشونو ببره...
این آدما...
توی یه خاطره ای،
یه نگاهی،
آدمی، جایی، چیزی، جا موندن
و امروز تو داری آدمی رو می بینی مات و مبهوت
که هنوز جای دیگه ای داره زندگی میکنه...
این آدمایی که پشت فرمون ماشین میزنن کنار و به روبرو خیره میشن...
این آدمایی که توی خیابان بی تفاوت از کنارت رد میشن...
یا توی تاکسی کنارت نشستن و زل زدن به بیرون،...
همونایی که دستگیره ی اتوبوس رو محکم توی دستشون میگیرن
و خیره میشن به اتفاقای توی پیاده رو،...
این آدمایی که ساعتها زیر دوش به کاشی های حموم خیره میشن،...
غذاشونو سرد میخورن،...
ساعتها به یه آهنگ تکراری گوش میکنن و هیچوقت اونو حفظ نمیشن...
اینقدر علامت سؤالهای توی فکرشونو میشمرن
تا آخرش روی بالش خیس خوابشونو ببره...
این آدما...
توی یه خاطره ای،
یه نگاهی،
آدمی، جایی، چیزی، جا موندن
و امروز تو داری آدمی رو می بینی مات و مبهوت
که هنوز جای دیگه ای داره زندگی میکنه...
- ۴.۹k
- ۲۰ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط