کاش چون پاییز بودم--کاش چون پاییز بودم. کاش چون پاییز خام
کاش چون پاییز بودم--کاش چون پاییز بودم. کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم. برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد. آفتاب دیدگانم سرد میشد. آسمان سینه ام پردرد میشد. ناگهان طوفان اندوهی بجانم چنگ میزد. اشکهایم همچو باران ،دامنم را رنگ میزد. وه---چه زیبا بوداگر پاییز بودم. وحشی و پرشور و رنگ آمیز بودم. شاعری در چشم من می خواند ---شعری آسمانی. در کنارم قلب عاشق شعله می زد. در شرار آتش دردی نهانی. نغمه ی من---همچو آوای نسیم پرشکسته. عطر غم می ریخت بر دلهای خسته. پیش رویم:چهره ی تلخ زمستان جوانی. پشت سر:آشوب تابستان عشقی ناگهانی. سینه ام:منزلگه اندوه و درد و بدگمانی. کاش پاییز بودم ---کاش پاییز بودم
- ۲.۷k
- ۲۳ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط