وقتی عضو BTS

p¹²
آخرین نفر که. کوک اومد بیدارش کنه ل...بشو ب*وسید
و نشست بالا سرش و بیدارش کرد
از زبون کوک : خیلی ناز خوابیده بود. و به نظرم دیشب خیلی اذیت شده بود چون انگار ۴ ساله که نخوابیده بود وقتی میخوابه خیلی کیوت میشد [و یهو یاد دیشب افتاد بعد خندش گرفت ]
ا/ت از خنده کوک. ترسید بیدار شد خواب‌آلود و تعجب نگاش میکرد : چی شده ؟
کوک : هیچی نمیخوایی بیدار بشی ؟
ا/ت : نه. ساعت چنده ؟
کوک: ۳:۱۷ لنگ ظهره
ا/ت: خوب بزار تا فردا. بخوابم. ولم کن
کوک: بلند شو باید غذا بخوری هیچی. نخوردی.
ا/ت : بابا ولم کن من تا ۸ بیدار بودم
کوک: چه جوری ما رو. اوردی ؟
ا/ت چشاشو بست : با ماشین
کوک: مگه بلدی ؟
ا/ت : موتور هم بلدم
کوک: گواهینامه داری مگه ؟
ا/ت: نه
کوک: آفرین. دختر تو هنوز بچه ای ها ولی خیلی کارا بلدی تازه گواهینامه هم نداره
ا/ت : پس چی ؟
کوک: بلند شو الان باید بریم سر تمرین
ا/ت. با غر و داد : نهعععععععععععععع
از زبون. نویسنده
بعد از جیغ ا/ت همه ی اعضا ترسیدن و رفتن بالا. که ببینن چی شده
اول ته و جیمین.اومدن داخل
جیمین : چی شدی ؟
ته: خوبی ؟
جیهوپ : زنده ای ؟
نامی: کوک چیکار کارش کردی؟
جین : چته چرا. جیغ میزنی ؟
ا/ت : چیزی نیست از اینکه تمرین دارم. زر میزنم
جیهوپ : اوففففففف. بگم خدا چی کارت کنه ترسیدم
جیمین اومد. بالا سرت. : بلند شو بریم غذا بخوریم ما گرسنه. هستیم. بیا دیگه
ا/ت : خوب مگه من. دهنتون رو بستم که میگی. گشنمه ؟ [با غر ]
ته: خوب از گلوشون پایین نمیره
ا/ت : خوب اومدم برین دیگه
کوک : برین دیگه. تا. لباساشو. اعوض کنه طول میکشه میخوایی همین جا بمونید ؟
ا/ت: خودتم برو دیگه
کوک : ولی من اومدم. دوش بگیرم
ا/ت : این خونه به این. گنده گی فقط یه دونه. حموم داره ؟ برو تویه یکی از. اتاقا دیگه
کوک: اما من میخوام توی اتاق. خودم برم. حموم
ا/ت : د اخه ... پس. بزار من میام. بعد. برو
کوک: اما [تا خواست حرف. بزنه گفتی ]
ا/ت: خوب مسئله حل شد میتونی. بریم بای بای 😄
زبون نویسنده
بعد. کوک رو. از اتاق بیرون کردی و رفتی لباس برداری و بری حموم
یه حموم. ۱۵ مینی . کردی اومدی بیرون موهاشو خوشک کرد بعد روتین انجام داد لباساشو پوشید و رفتی پایین


حمایت
دیدگاه ها (۱۷)

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

ممنون که میخونی این داستان واقعی

سناریو مایکی پارت ۱

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

سناریو سانزو پارت ۲

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

سناریو مایکی پارت ۴

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط