عشق دردناک_Painful love

ᴘᴀʀᴛ29:

درو بستم و رفتم سمت اتاق
تهیونگ... اون جمله‌هایی که گفت مدام تو ذهنم تکرار میشد
دفترچه‌ی قرمز... بذار خودت کشفش کنی...
آروم نشسته بودم رو تخت، ولی حس کردم یه چیزی داره توی قلبم فریاد می‌زنه
بلند شدم
رفتم سراغ کمد قدیمی کنار تختم
یه کشو رو باز کردم
یه عالمه وسایل بی‌مصرف، کاغذای مدرسه، چندتا گیره‌ی مو
ولی اون پایین... یه جعبه‌ی کوچولو
بازش کردم
با تعجب با اون جعبه نگاه کردم
یه دفترچه‌ی قرمز... خاک گرفته ولی سالم
نفس‌هام سنگین شد
دستام میلرزید
بازش کردم
اولین صفحه، با خط خودم نوشته بود
اگه یه روز فراموش کردم کیو دوست داشتم، اینو بخونم
اشکام بی‌اراده ریختن
ورق زدم
یه جمله نوشته بودم
لبخندش دلمو لرزوند... کاش یه‌بار باهام حرف میزد
ولی اسمش نبود
نه عکس، نه اشاره
فقط یه حس، یه خاطره‌ی گنگ از کسی که قبل تصادف بود
_یعنی تهیونگ؟ نه… تهیونگ نمی‌تونه باشه... اون‌طوری نگام نکرد، اون اصلاً نشناخت منو... ولی اون دفترچه رو می‌شناسه… چرا؟ چطوری؟
رفتم سمت پنجره
دفترچه رو محکم بغل کردم
یه قطره اشک افتاد رو جلد قرمزش
انگار یه تکه از گذشته‌م داره خودشو نشون میده
ولی نه کامل
من هنوز نمی‌دونم اون پسر کی بود
و چرا تهیونگ چیزی از اون دفترچه می‌دونه
اما مطمئنم یه چیزی بین ما هست
یه چیزی که فراموش شده،
دیدگاه ها (۱)

/عشق فراموش شده/{p6} ...

پارت ۱۴

از اون روز به بعد خیلی معلم درگیر بودحالا...حالا شاید اشتباه...

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۵درِ کلاس بسته شد.جیمین هنوز به تهیو...

وقتی نامه ای از گذشته دوست پسرت پیدا کردی🩷پارت ۱روایت از زبا...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۵🦋)✥(ویو لوین کاترین)خوابم نمیومد...حتی یه ذر...

شاهکاری به نام دروغ

⚜️حکایت ⚜️امروز چهلمِ مادربزرگم بود؛از بهشت‌زهرا که برگشتیم ...

پارت ۳ مدتی از اون روز می‌گذشت چند روزی بود که دیگه به استود...

چشمم از نگاهش فروریخت.سریع به سمت یکی از گل‌های بزرگ و پرزرق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط