قنـــــوتت بر دو دست اکبرت را

قنـــــوتت بر دو دست اکبرت را

رکوعت خم شدے تا اصغرت را

نهادے صورتت را بر روے خاڪ

بنازم سجده های آخرت را ...
دیدگاه ها (۱)

سناریو

درخواستی شینیچیرو

پارت ۳نور ملایم ماه از پنجره‌ی قدی و بزرگ اتاق روی فرش‌های گ...

پارت چهارم:اشک هات دوباره سرازیر شدهوسوک آروم پرسید:میتونم ب...

🎥 اظهارات طوفانی قیس قریشی: آینده ایران را آن بازویی حفظ می‌...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

جایی میان خاک و خدا؛ ثانیه‌هایی برای آفلاین شدن از هیاهوی جه...

عاشقانه های شبنم

پارت هشتم: «مسابقه با زمان در کدها»نور قرمز مچ‌بند آندیا روی...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط