رمان استاد ریاضیات
#پارت_24
حالا چجوری برم مرخسی یعنی میده نمیدونم
رفتم بیرون از اتاق لم داده روی مبل
رفتم پیشش
_استاد جون میشه بهم مرخصی بدی دو هفته
+چی دو هفته چکارت میاد ها بشین اینجا
_مامانم زنگ زد که برم نمیشه عروسی دختر عمم توروخدا
+نخیر حرفمو زدم
_باشه
باشه استاد میبینی چکار میکنم
دیگه رفتم که کاغذ های بچه های امضا کنه
منم نشستم خونه و اتاقم تمیز کردم
و وسایلم که نیاز داستم برداشتم گذاشتم توی چمدان
و یه گوشه اتاق گذاشتم رفتم دانشگاه داخل اتاقم
مدیر رفتم
حالا چجوری برم مرخسی یعنی میده نمیدونم
رفتم بیرون از اتاق لم داده روی مبل
رفتم پیشش
_استاد جون میشه بهم مرخصی بدی دو هفته
+چی دو هفته چکارت میاد ها بشین اینجا
_مامانم زنگ زد که برم نمیشه عروسی دختر عمم توروخدا
+نخیر حرفمو زدم
_باشه
باشه استاد میبینی چکار میکنم
دیگه رفتم که کاغذ های بچه های امضا کنه
منم نشستم خونه و اتاقم تمیز کردم
و وسایلم که نیاز داستم برداشتم گذاشتم توی چمدان
و یه گوشه اتاق گذاشتم رفتم دانشگاه داخل اتاقم
مدیر رفتم
- ۱.۸k
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط