۲۶
ا/ت: بگو دروغه
یونگی: نه راستمیگم.
دستشمو گذاشتم رو دلم
یونگی: چیشده دلت درده؟
ای کاش فقط یه درد بود
ا/ت: نه خوبم خستم میرم تو اتاقم
یونگی: باشه ا/ت صبر کن
جوابشو ندادم رفتم تو اتاقم درو قفل کردم
فردا
از دیروز تا الان نخوابیده بودم نگاهی به ساعت کردم دیدم ساعت ۱۰
تق تق تق
صدای درو شنیدم
زبونم قفل کرده بود نمیتونستم چیزی بگم حالم خیلی بد بود جواب ندادم
یونگی:ا/ت خواستم بگم من رفتم خدافظ
بلند شدم چمدونم رو از کمدم در اوردم وسایلمو جمع کردم دستمو میزاشتم رو دلم و گریه میکردم نمیدونستم باید چیکار کنم به کی بگم بعد از اینکه کارم تموم شد همه ی وسایلم رو جمع کردم در اتاقم رو باز کردم رفتم پایین یه لیوان اب خوردم صدام درست شد
: خانم جایی تشریف میبرید؟
ا/ت: بله میرم دیگه
: اگه اقا اومد چی بگیم؟
ا/ت: بگو رفت خونه مامانش
: چشم
ا/ت: ممنون و بهش بگو هفته بعد فقط یه پیامک بده و بگو چه ساعتی کجا میام خودم
: چشم
رفتم بیرون من که نمیتونم برم خونه مامانم نمیتونم هم برم خونه یومی رفتم یه هتل و یه اتاق گرفتم
شب
♡: مامان کجایی؟ دلم برات تنگ شده منو تنها نزار مامانن دوست دارم مامان
از خواب بیدار شدم این چه خوابی بود دیدم رفتم بیرون یه لیوان اب خوردم لیوان از دستم افتاد شکست من نمیتونم یه بچه رو بدون پدر بزرگ کنم چیکار میتونم بکنم این بچه رو چطور میتونم بزرگ کنم کاش نبودی ای کاش
چند روز بعد
سونهو
سونهو: باشه زود میام
یومی: دلم برات تنگ شده
سونهو: منم همینطور میام خونه تازه اومدم
یومی: امروز میخوام برم پیش ا/ت
سونهو: اره برو
یومی: خیلی وقته ندیدمش دیشب تلفنی باهاش حرف زدم گفت داره با یونگی فیلم میبینم
سونهو: منم دیشب به یونگی زنگ زدم گفت دارند شام میخورند
یومی: خیلی رمانتیکند دیگه
سونهو: ا/ت
یومی: چیه ا/ت چی
سونهو: ا/ت اینجا چیکار میکنه؟
یومی: چی؟ ا/ت بیمارستانه
سونهو: بعد بهت زنگ میزنم
منشی: اقای دکتر الان نوبت دارید
سونهو: باشه اومدم
یک ساعت بعد
سونهو: خانم منشی بقیه رو یک ساعت بعد نوبت بده امروز باید برم
منشی: چشم
رفتم طبقه بالا
سونهو: ببخشید خانم دکتر
👩🏼⚕️: سلام اقای دکتر
سونهو: سرتون خلوته
👩🏼⚕️: اره الان میخوام برم سفر مرخصی گرفتم برای یه هفته
سونهو: خوش بگذره فقط یه لحظه
👩🏼⚕️: بله بفرمایید؟
سونهو: خانم کیم یعنی کیم ا/ت برای چه کاری اومد
👩🏼⚕️: کیم ا/ت؟
سونهو: اره
👩🏼⚕️: یه لحظه منشی نگاه ببینم چه وقتی دادی؟
منشی: خانم کیم هفته بعد دادید وقت برای معاینه
👩🏼⚕️: شنیدید برای معاینه اومد بودن و سقط بچشون
سونهو:ممنون صبر کن چی؟ سقط؟
👩🏼⚕️: چیزی شده؟
سونهو: ببخشید خانم دکتر اون دوست منه نگرانش شدم میشه بیشتر توضیح بدید
👩🏼⚕️:ـ.......
یونگی: نه راستمیگم.
دستشمو گذاشتم رو دلم
یونگی: چیشده دلت درده؟
ای کاش فقط یه درد بود
ا/ت: نه خوبم خستم میرم تو اتاقم
یونگی: باشه ا/ت صبر کن
جوابشو ندادم رفتم تو اتاقم درو قفل کردم
فردا
از دیروز تا الان نخوابیده بودم نگاهی به ساعت کردم دیدم ساعت ۱۰
تق تق تق
صدای درو شنیدم
زبونم قفل کرده بود نمیتونستم چیزی بگم حالم خیلی بد بود جواب ندادم
یونگی:ا/ت خواستم بگم من رفتم خدافظ
بلند شدم چمدونم رو از کمدم در اوردم وسایلمو جمع کردم دستمو میزاشتم رو دلم و گریه میکردم نمیدونستم باید چیکار کنم به کی بگم بعد از اینکه کارم تموم شد همه ی وسایلم رو جمع کردم در اتاقم رو باز کردم رفتم پایین یه لیوان اب خوردم صدام درست شد
: خانم جایی تشریف میبرید؟
ا/ت: بله میرم دیگه
: اگه اقا اومد چی بگیم؟
ا/ت: بگو رفت خونه مامانش
: چشم
ا/ت: ممنون و بهش بگو هفته بعد فقط یه پیامک بده و بگو چه ساعتی کجا میام خودم
: چشم
رفتم بیرون من که نمیتونم برم خونه مامانم نمیتونم هم برم خونه یومی رفتم یه هتل و یه اتاق گرفتم
شب
♡: مامان کجایی؟ دلم برات تنگ شده منو تنها نزار مامانن دوست دارم مامان
از خواب بیدار شدم این چه خوابی بود دیدم رفتم بیرون یه لیوان اب خوردم لیوان از دستم افتاد شکست من نمیتونم یه بچه رو بدون پدر بزرگ کنم چیکار میتونم بکنم این بچه رو چطور میتونم بزرگ کنم کاش نبودی ای کاش
چند روز بعد
سونهو
سونهو: باشه زود میام
یومی: دلم برات تنگ شده
سونهو: منم همینطور میام خونه تازه اومدم
یومی: امروز میخوام برم پیش ا/ت
سونهو: اره برو
یومی: خیلی وقته ندیدمش دیشب تلفنی باهاش حرف زدم گفت داره با یونگی فیلم میبینم
سونهو: منم دیشب به یونگی زنگ زدم گفت دارند شام میخورند
یومی: خیلی رمانتیکند دیگه
سونهو: ا/ت
یومی: چیه ا/ت چی
سونهو: ا/ت اینجا چیکار میکنه؟
یومی: چی؟ ا/ت بیمارستانه
سونهو: بعد بهت زنگ میزنم
منشی: اقای دکتر الان نوبت دارید
سونهو: باشه اومدم
یک ساعت بعد
سونهو: خانم منشی بقیه رو یک ساعت بعد نوبت بده امروز باید برم
منشی: چشم
رفتم طبقه بالا
سونهو: ببخشید خانم دکتر
👩🏼⚕️: سلام اقای دکتر
سونهو: سرتون خلوته
👩🏼⚕️: اره الان میخوام برم سفر مرخصی گرفتم برای یه هفته
سونهو: خوش بگذره فقط یه لحظه
👩🏼⚕️: بله بفرمایید؟
سونهو: خانم کیم یعنی کیم ا/ت برای چه کاری اومد
👩🏼⚕️: کیم ا/ت؟
سونهو: اره
👩🏼⚕️: یه لحظه منشی نگاه ببینم چه وقتی دادی؟
منشی: خانم کیم هفته بعد دادید وقت برای معاینه
👩🏼⚕️: شنیدید برای معاینه اومد بودن و سقط بچشون
سونهو:ممنون صبر کن چی؟ سقط؟
👩🏼⚕️: چیزی شده؟
سونهو: ببخشید خانم دکتر اون دوست منه نگرانش شدم میشه بیشتر توضیح بدید
👩🏼⚕️:ـ.......
- ۷۳.۱k
- ۱۰ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط