پارت ۱۰

پارت ۱۰
نفرت عشق♥
ارسلان « دیانا
دیانا: جان دیانا ؟
ارسلان: جونت بی بلا ، میگم‌تا بحال بهت گفتم‌چقدر ازت خوشم میاد دیوونه؟ فکر نبودنت منو دیوونه میکنه دختر

دیانا: جان؟؟

ارسلان :..... تعجب کردی؟ خوب اره باید هم توجه کنی اخه تو اون رضا..

دیانا حرف ارسلان قطع کرد

دیانا: من هیچ حسی به رضا ندارم مجبورم میفهمی مجبور (با داد)


ارسلان: اروم..

دیانا:...

ارسلان: میگما..

دیانا: بگو

ارسلان: اگه رضا بره از زندگیت بام ازدواج میکنی؟

دیانا: هن..؟😶

ارسلان: ...

دیانا: دیوونه

ارسلان: به تو رفتم😛

ارسلان فرار کرد

دیانا : مگه دستم بهت نرسه😒😂

ارسلان: خخ تو نستی منو بگیر😉

دیانا: وایستا ببینم‌واسه من قپی میای

ادامه دارد...😉
دیدگاه ها (۱)

نفرت عشقپارت ۲۷دیانا یهو زد زیر گریهارسلان: چیشدد؟؟(با نگران...

رمان نفرت عشق♥:) ارسلان: دیاناااااااااااا.... دیانااا، جان م...

رمان ملک قلبم پارت ۱۰۳ارسلان، دیانا دیانا، جان ارسلان، گشنمه...

رمان: لجبازی 🧸 پارت: 8

💦رمان زمستان پارت 101

🖤پارت بیست ششم🖤《رمان زمستون❄》دیانا: تا اومدم ی حرفی بزنم ی ص...

💦رمان زمستان💦 پارت 26

💦رمان زمستان💦 پارت 69

💦رمان زمستان💦 پارت 88

رمان رز زخمی 🍷پارت ۳۲دیانا: وقتی که منو دزدین. به تو خبر داد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط