خب اگ امروز خوب کامنت بزارید شاید پارت ۶ هم بزارمم

پارت ۵

ویو ا.ت:

+داشتم تهیونگ رو فوش میدادم ک یهو اون دختره هرزه رو دیدم اون... اون از دبستان با م لج بود و همیشه من رو اذیت میکرد با اکیپش
(علامت دختره×)
×عو خانم پارک ا.ت چخبرااا
+تهیونگ خدافظ

ویو تهیونگ:
-ی دختره اومد جلو منو ا.ت ک انگاری ا.ت رو می‌شناخت بعد خیلی عجیب ا.ت برای اولین بار از من خداحافظی کرد(اوخی پسرم عادت نداشت)
-ا.ت واستا
+هوم؟بله تهیونگ
-بی باهم بریم سر کلاس ب هر حال باهم بغل دستی ایم
+عا بریم *دس تهیونگ رو میگیره*
-چشمام چهارتا شد ی دیقه است دستمو گرفففف منم از خدا خواسته دستشو ول نکردم

ویو اون دختره ک با ا.ت لجه:
×ها کیم تهیونگ؟ اون توی دبستان ما بودمن روش کراش داشتم و همیشه بم جواب رد میداد هه الان با ا.ته؟ کاری میکنم پشیمون شه

(سونی اسم دخترس)

ویو تهیونگ:
-اون دختره خیلی آشنا میزد برام انگاری قبلا دیده بودمش ، وارد کلاس شدیمو رو صندلی نشستیم ک استاد اومد تو و گفت دانش اموزای جدید داریم بعد همون دختره(سونی) اومد و خودشو معرفی کرد

×سلام من لی سونی هستم امیدوارم ک دوستای خوبی بشیم

ویو ا.ت:
+دوستای خوبی بشیم؟ تو ب چپمم نیسی(دو دلش داره ب سونی میگه)

+زنگ خورد منم وسایلمو جمع کردم و بلند شدم داشتم از کلاس میرفتم بیرون ک سونی گف





(پایین)




































(میخوام اذیت کنمتون😂👍)























(ایش پایین تررر)
















خب ببخشید ک این پارت کم بود اگ یکم کامنتا بالا بره امروز پارت ۶ هم میزارم براتون🦖❤️
دیدگاه ها (۱۱)

عشق بی پایان

My Boy❄

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

True Love③⑤شبتهیونگ: این ا/ت نبود مطمئنم این ا/ت نبود من ا/ت...

پارت ۴ (سرنوشت)

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ²ویو تهیونگ اصلا به حرف ه...

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

سناریو کورو پارت یک

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط