زیبا

زیبا


زیر باران که می آیی


بوی کاهگل های خیس خورده مستم میکند!!


تو میخندی


و من به آن چال روی گونه ات خیره میشوم


که چون سیاهچالی مرا می کِشَد در خود.


زیر باران که می آیی


تمامی رویاهایم خیس میشود


و آن دیروزهای دور


تصویری است مه آلود


در پشت زمینه قاب حضور تو.


تن رویاهایم که نم بر میدارد


قد می کشند تا افق خیال خواستنت


که چقدر بلند میشود و دور


وقتی تو با باران میروی...
دیدگاه ها (۱)

دلتنگم... دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،شعر می‌...

باران آرامـ می‌بارید، مثل آن روزی که رفتی. تمامـ شهر غرق در ...

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

اول از همه بریم سراغ معرفی شخصیت‌های اصلی این داستان جذاب: م...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p65نینا چشم‌هاش رو ریز کرد.«یعنی نگران من...

## «ماه، بوی باران می‌دهد»### پارت ششم: عمارت زیر بارانباران...

پارت ۴: تقابلِ دو دنیا(پارت اخر)روزهای بعد، مثل یک ریتم تکرا...

𝖕𝖆𝖗𝖙15شب موعود، باران گرفت. مارال شنل تیره‌اش را روی سرش کشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط