یه وقتایی درسته خیلی کم پیش میاد ...

یه وقتایی درسته خیلی کم پیش میاد ...
اما دوست دارم باشی ...
دوست دارم وقتی میون جزوه و کتابام دارم دیوونه میشمو واسه امتحان هفته ی بعد دنبال ِ یه چاره میگردم ...
یکی تو سر ِ خودم میزنمو یکی تو سر کتاب ..‌
یهو صفحه ی موبایلم روشن شه ...
صدای ِ تو اونور ِ خط باشه با یه جمله که منو بکشه بیرون از این همه خستگی ...چی میگفتی میگفتی ...عشق جانم کجایی؟؟
بعدکه من کلی شکایت میکردم از بدبختی هایم میخندیدی و میگفتی چقدر گفتم بیا زنم شو !!!
از شر این کتاب ها هم راحت میشوی ...
بعد من اخم میکردم و میگفتم کار نداری ...
بعد توانگار اخم مرا دیده باشی میگفتی ...
اخمت را بردار بیا آن جزوه های لعنتیت گناه دارن...
بیا اخمتو ببریم گردش !!
نیم ساعت دیگه بیا پایین جلو در منتظرم ...
بعد که میگفتم درس دارم تو میگفتی
منم کار دارم اما ....
بیا هوایی بخوریم هوای ِ دونفره حالمان را جا میاورد !!
راستش را بخواهی امروز عجیب شبیه آن روزها و آن یه وقت هاییست ...
جزوه هایم از اخمم پر شده است
و حالم دارد به هم میخورد از این حجم کلافگی ،
زنگ بزن بگو عشق جان کجایی؟!

#شهرزادپاییزی
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱۷ «خواهش میکنم....هققق...یونگی آروم باش...هقق»نفس عمیق...

sinister mansion:پارت اول.

رمان اسیر خان پارت دوازدهم ۱۲

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 5 | لطف‌های کوچکصبح روز بعد، ا/ت با عجله وارد ...

چند پارت

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

پارت: 11 (بخش3) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر بود. وقتی دس...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.2کانگ وو:چرا بهم چ...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁴....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط