{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون نهالی سست می لرزد. روحم از سرمای تنهایی

چون نهالی سست می لرزد. روحم از سرمای تنهایی
میخزد در ظلمت قلبم. وحشت دنیای تنهایی
دیگرم گرمی نمیبخشی. عشق ،ای خورشید یخ بسته
سینه ام صحرای نومیدیست. خسته ام از عشق هم خسته. < فروغ فرخزاد >
دیدگاه ها (۰)

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

🍒🍃رود اشکم که به دریاچه ی غم می ریزدخوابم از حالت چشم تو به ...

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

بندبند جانم❤️بہ دوست داشتنت بند استتو آن تپش بے قراریلابہ لا...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

پارت: 20 (بخش2) **زاویه دید: زین**صدای باسِ کرکننده‌ی موسیقی...

پارت: 11 (بخش3) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر بود. وقتی دس...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط