سناریو بی تی اس*درخواستی*(وقتی حامله ای و برای آیدلی اجرا می‌کنی،اونا میفهمن و عصبانی میشن..)

نامجون:ا/ت..!ا/ت عزیزم اگه خدایی نکرده اتفاقی برات میفتاد..وسط استیج حال خودت و کوچولومون بد میشد چی..؟
ا/ت:ببخشید..
٫٫٫٫٫٫٫
جین:واقعا میخای صورت هندسامم چروک بیفته..؟!
ا/ت:نه
جین:پس چرا انقدر حرصم میدی..!
اگه یه تار مو از خودت و اون بچه ای که هنوز مو نداره کم بشه من نابود میشم..!اوکی؟
ا/ت:باش باش،من غلط بکنم..!
٫٫٫٫٫٫٫
جیهوپ:با اون سانشاین کوچولومون تو شکمت رفتی اجراا..؟!آه..از دست تو ا/ت!
ا/ت:*گریه*ببخشید هوپی جونمم
جیهوپ:باشه باشه گریه نکن فقط توروخدا..🥺
٫٫٫٫٫٫٫
شوگا:ا/ت
ا/ت:بله..
شوگا:می‌دونی چه اشتباه بزرگی کردییی..؟!
ا/ت:...
شوگا:دکتر گفته نباید تحرک زیاد داشته باشی فقط در حد یه پیاده روی کردن کوتاه..!
بعد تو میری وسط اجرا می کنی..؟!
اگه اتفاقی برات میفتاد..
آه..اصلا ولش خواهش می کنم دیگه بدون اطلاع دادن به من از این کارا نکن..قیافتم واسم اونجوری نکن..
قول میدی..؟
ا/ت:باش قول..!
٫٫٫٫٫٫٫
جیمین:موچی من..تو ریسک بزرگی کردی..!میدونی که دوس ندارم اتفاقی واسه خودت و بچمون بیفته..!
پس دیگه نبینم ازینکارا می کنی..!
حالا هم بیا بغلم آنقدر بغض نکن..
ا/ت:*بغل کردن*🫂
٫٫٫٫٫٫٫
تهیونگ:چاگیا..!*نفس عمیق کشیدن و نیم رخ نگاه کردن*
دارم تمام تلاشمو می کنم تا عصبانیتم کم بشه..!
درک می کنی چقدر اعصابم بهم ریخته..؟!*داد*
تو با یه شکم بچه میری اونجا اجرا..!الان چیزی مهم تر از سلامتی خودت و اون بچه توی شکمت نیست..!
می‌دونی اگه بلایی سر تو و بچمون بیاد من چه حالی میشمم..؟!
ا/ت:*پایین انداختن سر و اشک ریختن*
تهیونگ:حالا هم بس کن این آبغوره گرفتن رو..
...
اَهه..بیا بغلم اصلا!
ا/ت:🫂
٫٫٫٫٫٫٫
کوک:به به ا/ت خانوم..!بدون توجه کردن به بچه تو شکمش می‌ره اجرا..!
آهه..*چرخوندن زبون تو لپش*
حیف که وضعیتت اینجوریه وگرنه چنان تنبیهت می کردم که تا یک ماه نتونی راه بری..!
الآنم بهتره بری تو اتاقت..!
ا/ت:ببخشید ددی دیگه تکرار نمیشه..!*کیوت زل زدن تو چشماش*
کوک:خودت داری یکاری می‌کنی تحریک شَماا..!
باش بخشیدمت حالا هم برو..
ا/ت:مرسی ددیی🥰
.
.
تمام:)
امیدوارم خوشتون اومده باشه..!💕
.
.
شرایط برای سناریو بعدی:
لایک:۲۰
کامنت:۱۵
.
.
«یه سر به پیجم بزن..!:)🫶🏻»

#فیک

#تک پارتی

#سناریو

#تهیونگ

#کوک

#بی تی اس

#آرمی

#ویسگون
دیدگاه ها (۲۲)

سناریو سو پارت اخر

تکپارتی جونگ کوک

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

سناریووقتی می‌خوان ببوـ٫ـسنت:هری:عزیزم....آ/ت : نه زشته یهو ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط