🔆 پندانه

🔆 پندانه

✍ دعا کنیم فقط خدا دستمان را بگیرد

🔹دختری می‌خواست با پدرش از یک پل چوبی رد شود.

🔸پدر به دخترش گفت:
دخترم! دست من را بگیر تا از پل رد شویم.

🔹دختر رو به پدر کرد و گفت:
من دست شما را نمی‌گیرم، شما دست مرا بگیر.

🔸پدر گفت:
چرا؟ چه فرقی می‌کند؟ مهم این است که دستم را بگیری و باهم رد شویم.

🔹دختر گفت:
فرقش این است که اگر من دست شما را بگیرم، ممکن است هر لحظه دستتان را رها کنم، اما اگر شما دست مرا بگیری، هرگز آن را رها نخواهی کرد!

🔸این دقیقا مانند داستان رابطه ما با خداوند است؛
هرگاه ما دست او را بگیریم، ممکن است با هر غفلت و ناآگاهی دستش را رها کنیم، اما اگر از او بخواهیم دست ما را بگیرد، هرگز دستمان را رها نخواهد کرد!

🔹و این یعنی عشق...

*💡در جورینو.، جوری نو ببینید👇*
(گروه دوازدهم)
https://chat.whatsapp.com/K2pq9Dq4t9pKo7KeiPbxZk
دیدگاه ها (۰)

قسمت ۷

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:2پاتو از اون خون...

شروع ✨ریندو سیگاری که گوشه لبش بود رو تو جاسیگاری انداخت کام...

🖤 OBSESSION | وسواس پارت دهم: عروسِ دشمنساعت هفت‌ونیم شب.الا...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت⁴ ساعت ۶ صبحویو یونایکی چیزی داشت...

007-پنهان در مه - پارت ۶۴

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

{محکوم به لمس } part ۱۳ 杂交种نگاهی به لباس عروسش انداخت لحنش ...

contact 🍷#contract𝑃𝑇10ویو هویج:تولدها همیشه روزهای مهمی توی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط