درخواستی از بنگچان

وقتی شدید مریض میشی و اون نیست.
علامت بنگچان :_
علامت ا.ت :+
نیمه خواب بودم بدجور حالت تهوع و سردرد داشتم گلومم انگار سنگ توش گیر کرده بود چان و صدا زدم اما یادم اومد امروز کمپانیه.
+چان.. وایسا اون که کمپانیه
با بدبختی بلند شدم راه که میرفتم هی جلو پام تار میشد هی میخواستم بالا بیارم اما بالا نمیاوردم. رفتم سمت یخچال دارو هم نبود. البته در کنارش حساسیت غذایی گرفته بودم چون دیشب چان غذای خیلی تندی درست کرده بود و این حالت تهوع ،معده درد،حساسیت مال غذاس نمیخواستم ناراحتش کنم برای همین پرخوری کردم .
+واقعا چه مرگتهه چرا انقدر میخوری .
به کابینت تکیه دادم چون به سختی تا اشپز خونه اومده بودم همونجا خوابم برد
ساعت ۱۱:۳ شب
_عزیزم اومد_
_عزیزم؟ چرا اینجا خوابیدی؟
_چرا انقدر گرمی، وای تب کردی!
ا.ت و به سبک عروس به سمت ماشین بردم و با سرعت به سمت بیمارستان رفتم
_تحمل کن میرسیم
به سمت بیمارستان رسیدیمو بردمش پیش دکتر (علامت دکتر: ÷)
÷ حساسیت غذایی به علاوه مریضی دیشب چی خورده
_مرغ تند با سس کره ای
÷لطفا از غذای تند دوری کنید با یه سُرم همه چی حل میشه.
+سُ..سُروم
من راستش فوبیا سوزن دارم و با این حرف دکتر گریه ام گرفت
÷بله... چرا گریه میکنید انقدر دردتون زیاده
_عزیزم نترس من پیشتم (اندازه بزغاله کوهستانیه داره میترسه)
+هق..هق نمیخوام بزنم
_اگه تو مریض بمونی من کیو هی بوس کنم ؟ میخوای چانیت مریض شه
+هق‌.. نه ..هق
_دردی نداره اوکی من پیشتم
+با..شه
_افرین زن قویه من!
÷خب اینجا دراز بکشین!
+باشه.. هق
دست چان و انقدر محکم گرفته بودم که داشت عرق میکرد.
+آی
÷۵ دقیقه دیگه تمومه
_اوک ... راستی ا.ت چرا بهم زنگ نزدی؟
+نمیخواستم مزاحمت ایجاد کنم
_اینطوری نگو عزیزم!
_الان حالت چطوره ؟
+بهترم
سُرم توم شد رفتیم خونه دیدم چان داره از خنده جر میخوره
+داری به چی میخندی؟
_خخ داشتی برای... برای سوزن گریه میکردی هههههه
+خفه شو
_هاهاهاهاخخ
+میکشمت
(و اینگونه شد که به جون هم افتادن )

#ایران#جنی #بلک_پینک #لیسا #رزی#جیسو #استری_کیدز #بنگچان # #چانگبین #لینو#سونگمین #جونگین #فیلیکس #هیونجین#هان_جیسونگ #بی_تی_اس #جین#شوگا #نامجون#جیهوپ#تهیونگ #جونگکوک #جیمین #آرمی #بیلینک#استی #کیپاپ#سناریو#وانشات#فیکشن#فیک#اسمات#ویسگون#پربازدید #جذاب#درخواستی#بازدید#مطالب
دیدگاه ها (۲)

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

سناریو جدید

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

True Love③⑦(پارت آخر)) فردا یونی: چرا هیچی بهمون نگفته بودم....

مافیای من

تکپارتی جونگ کوک

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

free from the court (p11)

عشقی حقیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط