ازخواب بیدار شدم رفتم دستشویی کارای لازم رو کردم یهو قلبم

ازخواب بیدار شدم رفتم دستشویی کارای لازم رو کردم یهو قلبم تیر کشید به خاطر اینکه تو گذشته حوادث نا گواری افتاد ناراحتی قبلی گرفتم و نباید زیاد به خودم فشار میاوردم امروز بای به مهمونی بالماسک می رفتیم برای مافیای بزرگ یه حموم رفتم بعد ۱۰ امین اومدم یه لباس بلند که تا زانوهام میومد و آستین باز بود موهامو از کف سرم موها مو بافتم یه گردبند که اول اسم نامجون بود انداختم چون خیلی عاشقش بودم و نمیخواستم مال کسی دیگه ای شم آماده بودم در باز شد
☆:دختر بیا دیگه چی تو هنوز آرایش نکردی وایسا
+:من بلد نیستم!
☆:تو چطور دختر شدی ها؟
+:نمی دونم از خدا بپرس ( هر دوخنده )
☆:بیا آرایش ملایم کنم چون همینجوریشم خوشگلی
+:ممنون ☺
آرایشم تموم شد رفتم پایین گوشیم و کیف مشکیم کفش پاشنه بلند مشکیم پوشیدم و ماسکم گذاشتم سوار ماشین قرمزم شدم ( لامبرگینی)
(ویو مهمونی)
همه ماسک زده بودن هفت نفر باهم میومدن و میفرتن خوشتیب و جذاب بودن همه با پوزخند نگام میکردم اما نمیدونستن من می دونم چه قراره سرم بیاد ( الارا میدونه میخوان بکشنش ولی می دونست و نقشه ریخته بود )
چراغا خاموش شد اون هفت پسر نشسته بودن پاهاشون رو اون پاهاشون بود با پوذخند نگام میکردن ولی یه نفر خیلی آروم بنظر می رسید چراغا رو من زوم بود دیگه نمی تونستم جلو خودم رو بگیرم پس خندیدم شروع کردم به خندیدم و گفتم
+:اوووووو شما چون فکر کردین چون یه دختر هیچ کاری نمیکنم ( باخنده )
که یهو......
امیدوارم خوشتون بیاد 😍
حمایت کنین
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲ :تو فکر اون دختره بودم که مامان اومد تو و کنارم رو مب...

🖤 OBSESSION | وسواسپارت بیست‌ویکم: زنی که فرار نمی‌کردالارا ...

From hate to lovePart::1علامت ارتمیس _علامت جونگ کوک +«ویو ا...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

پارت ۵۵

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

پارت ۸: جنگِ جهانیِ خوابگاه!هنوز چمدونم رو زمین نذاشته بودم ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.11 (روایت از زبان ...

پارت ۷ عشق یا حسرت رفتیم به پدربزرگ کوک سلام کردیم کوک :سلام...

شاهکاری به نام دروغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط