هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶
#پارت_77
بعد سریع عینکشو زد و از داخل کیفش دفترشو در آورد براش مثبت گذاشت ..
بعد رو بهمون لب زد:
±نمرات امتحان امروزتون پایین ۱۸ بشه این ترم رو میندازمتون!
با شنیدن این حرفش رنگم پرید..
یا خداا! من یک هم نمی‌شدم چه برسه به هجده!
± ورقه هارو یادم رفته بیارم ورقه در بیارین!
بی حرکتی مارو که دید حرصی لب زد :
± به چی نگاه می‌کنید ؟ زود باشید چهل دقیقه دیگه زنگ میخوره!
سریع ورقه ای از کیف هامون در آوردیم‌..
سوال هارو بهمون میگفت ما هم یادداشت میکردیم..
بعد از گذشت ده دقیقه که پنج سوال سخت داد لب زد:
±شروع کنید وقتتون ۲۰ دقیقس!
با شنیدن زمان اعتراض کردیم ‌‌..
_استاد زمانش خیلی کمه!
±پنج تا سوال پنج خطی دادی تو بیست دقیقه چطوری کامل کنیم؟
استاد عصبی داد زد :
± به منچه میخواستید درس بخونید حالا ام ساکت امتحانتونو حل کنید!
با غر غر مشغول حل کردن امتحان شدیم .‌.
استاد هم پشت میز نشست و عینکشو زد مشغول صحیح کردن ورقه امتحانی های قبل شد ..
گیج نگاهم بین سوالا در حال گردش بود ..
که با پیس پیس ملیس به خودم اومدم ..
به کتاب زیر میزش اشاره زد چشمکی زد ..
دیدگاه ها (۳)

وقتی دخترشی و از دستت عصبانی میشه...پارت ۲که یهو شروع کرد به...

پارت اول | «استاد کیم»صدای زنگ دانشگاه که در راهرو پیچید، با...

Why Did I Fall in Love with You? | P¹¹چند روز بعددوهی بالاخر...

پنج پارتی✨{استاد جدید}پارت اولصبح دوشنبه بود.ات با عجله وارد...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇14ویو نامجون:صبح مثل همیشه وارد کلاس ...

مافیای من

داستان کودکانه «معمای ساعتِ شنی و المپیادِ اژدهای کوچک» به ن...

HATE TO LOVE⁷(ویو:رز)مریم:بانوی م...+:فقط شروع کن.لحنم تیز ب...

part : 16ناگهان گلبرگ هارو پاره کرد و توی هوا پرتاب کرد& حدا...

part:2🐣بچه ها وارد کلاس شدند نیمکت سونا ردیف اول بود همیشه ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط