my littel boy

part:27

بعد ازینکه فلیکس موهاشو بلوند کرد به سونگمین زنگ زده بود تا بیاد و موهای جدیدشو ببینه و سونگمین کی باشه که بگه نه

(اتاق بازی فلیکس)

ـ لیکسی خسته شدم انقدر با دوشی و پوفی بازی کردیم

ـ منم

ـ بازی دیگه ای نداری؟

ـ نه

ـ یعنی چی؟پس وقتایی که هیونگی خونه نیست چجوری سرگرم می شی؟

ـ خب با تبلت بازی و رفتن به اون مهد و انیمیشن و..

ـ لیکسی من می خوام یه هیجان داشته باشم
اون شب چانی نمیذاشت من با چانگبینی فیلم ترسناک ببینم ولی نظرت چیه امشب با هم ببینیم؟

ـ باشه ولی چطوری؟

ـ تو تبلتت

ـ باشه
.

.

.
فیلمو بدون اجازه ی چان و هیون دیده بودن البته نه تا اخر توی یه صحنه دیگه نتونستن تحمل کنن و از ترس شروع کردن به لرزیدن
سونگمین که توی بغل چان خوابش برده بود ولی ناگهان از کابوسی که می دید بلند شد
و نفس نفس زد و چیزایی رو زیر لب می گفت
چان سونگمینو برد خونه ولی فلیکس بیشتر از سونگمین می ترسید چون اون دستاشو فاصله داده بود و تونست که فیلمو ببینه
نکنه مینی هم تسخیر شده باشه و چانی رو تیکه تیکه کنه

ـ عزیزم

ـ جیییییغغغغغغغغغ(نمی تونیم صدای جیغشو بنویسم)

و شروع کرد به گریه کردن
هیونجین سمتش رفت و بغلش کرد تا اروم بشه بعد اروم شدن فلیکس و معذرت خواهی ازش که ناگهانی و ترسناک وارد اتاق شده
هیونجین می خواست سمت اتاق کارش بره که فلیکس پایین لباسشو گرفت

ـ هیونی م..میشه زیر تختو چک کنی؟

ـ چرا عزیزم زیر تخت چیزی هست؟

ـ فقت ببین هیولا هست یا نه

هیونجین خم شد و دستشو توی کشو های تخت برد و بعدش بلند شد

ـ هیچی نبود عزیزم..من برم دیگه

ـ هیونی می شه توی کمدم چک کنی؟

ـ فلیـ...

ـ لطفااااااااا

بعد چک کردن کمد سمت تخت رفت و فلیکسو بغل کرد تا بخوابه فلیکسم خوابید

هیونجین یه هدسایی می زد که می تونست از رفتار سونگمین و فلیکس باشه
هیچی از اون دوتا موجود کیوت بعید نبود
تبلتی که روی پا تختی بود رو برداشت همینکه روشنش کرد چهره ی هیولایی که می شه گفت یه پیرزن بود پدیدار شد فیلم ۴۵ دقیقه ای در ۳۹ دقیقه استوپ شده بود و خنده ای از این کیوتی کرد
ولی فورا لبخندش پاک شد باید فلیکسو تنبیه می کرد
تبلتو کنار گذاشت و فلیکسو دوباره بغل کرد
••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
سلاام
امیدوارم ازین پارت لذت بردن باشید
دوستون دارم و مواظب خودتون باشیدد
دیدگاه ها (۲)

رمان: آخرین رقص در قصر#𝗧𝗵𝗲_𝗟𝗮𝘀𝘁_𝗗𝗮𝗻𝗰𝗲_𝗶𝗻_𝘁𝗵𝗲_𝗣𝗮𝗹𝗮𝗰𝗲Part_7فصل...

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:4#انتخاب_امنخونه‌ی ب...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_62فصل بیست‌وهشت...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_52فصل بیست‌وسوم...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۱ یک هفته از ماجرای دانش‌آموز جدید گذ...

امروز تولد کسیه که به گردن ما استی ها خیلی حق داره🎀تولد مبار...

P⁶صبح، یونگی زودتر از همیشه بیدار شد.جیمین کنار تخت روی زمین...

پارت۷کاتسوکی بعد از اینکه ایزوکو رفت، چند لحظه همون‌طور توی ...

𝗈𝗇𝖾 𝗌𝗁𝗎𝗍:"𝖾𝗇𝖽𝗂𝗇𝗀 𝖺𝗋𝗍"𝗐𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: @choi_so_a𝗉𝖺𝗋𝗍: 𝟷𝖿𝖾𝗅𝗂𝗑: +𝗁𝗒𝗎𝗇𝗃𝗂...

intertwined fate of two enemies-part 21

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط