{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر یکی از اقوام 25 سالشه 3 سال پیش به دلایلی زن یه پیرم

دختر یکی از اقوام 25 سالشه 3 سال پیش به دلایلی زن یه پیرمرد شدکه خانومش فوت کرده بودامروز مهمونم بودپرسیدم چه خبر خوبی ؟گفت خوبم شوهرم مرد خوبیه بچه هاش همه ازدواج کردن خودشم خیلی هوامو داره هروقت بخوام منو میبره روستا پیش پدرو مادرم آخر هفته ها میریم بیرون برام وسایل خونه خریده ولی حرف و نگاه مردم منو کشته مثلا میریم بیرون تا کسی متوجه میشه زن و شوهریم یه جوری با ترحم نگاه میکنن یا میخندن ک دلم میخوادبرگردم خونه یا ترجیح میدم فقط تو ماشین بشینیم و دور بزنیم دوستان میخوام یه خواهشی ازتون بکنم
میشه وقتی یه زوج میبینین که اختلاف قدشون زیاده نخندین و نگین مثل فیل و فنجون میمونن؟
میشه اگه دونفرو کنار هم میبینین که اختلاف سنی دارن هی نگاه نکنین یا نپرسین این پدر یا مادرته یا همسرت؟
اگه چاق و لاغر بودن به لورل هاردی تشبیه نکنین
اگه یکی زشت بوددیگری زیبا نگین خدا شانس بده؟
میشه چپ چپ نگاه نکنین میشه زیر زیرکی نخندین
میدونین با همین حرکتا اونا رو ازدنیای عاشقانه شون می‌کشین بیرون؟
بذارین آدما راحت باشن
اونا خودشون تفاوتها رو دیدن
اوناهمدیگرو انتخاب کردن
اونا راضی‌ان میشه شما هم رضایت بدین؟
دیدگاه ها (۶)

I can be myself with himPart¹⁰¹هنوز شروع نکرده بودیم،که تهیو...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

Anya x Damian پارت۵۵

آقا درود چطورید خب...خواستم درباره کسایی که آف میزنن و بدون ...

فیک : بین راندها

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱³²/فصل دومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط