تیرشد یاور من

تیرشد یاور من

تیرشد یاور من
ذبح شد حنجر من
هم گلوپاره شد و
هم جداشد سرمن
تو خیمه ها منتظر بودم
عموی ماهم برگرده
ولی حامی ام برنگشت،
کنار نهرفرات افتاده بود.

#ساعت_عاشقی
#ماه_رمضان
#به_یاد_فرمانده
#قاسم_بن_الحسن

@baghdad0120
دیدگاه ها (۰)

قهرمان کوچک کربلا

Part:62 رفتم پیش یونا در اتاق رو بستم و روی تخت نشستم با ترس...

عاشق رئیسم شدم♡پارت۱۲‌......ساعت ۶ صبح سوهی ویو:با حس له شدن...

P21ایدل شکسته

"ɪᴛ ᴘᴀꜱꜱᴇᴅ ᴀɢɪɴ 2"part: ۱۱"ویو نادیا"" ...کوجه تنگ بیرون بیا...

#پارت۳۷تو آینه به خودم نگاه انداختم خیـلی خوشگل شدم، انگار د...

p³³

اولین بوسه

عشق پنهانی من part 27 کامنت بزارید خواهشن 🙃

عشق در تاریکی ۵۶.<< ویو کوک >>بعد از شام، آت تقریباً نصفه‌نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط