پارت

پارت

انتقام عشق الکی
پارت پنجم
جونگ کوک به زنجیر هایی که به دیوار وصل بود، بسته شده بود.
تیهونگ اومد نزدیک جونگ کوک و با او صحبت کرد....
ته=) سلام اقای جئون جونگ کوک.
جونگ کوک =) می کشمت و انتقاممو میگیرم.
ته=) فعلا که باید اینجا بمونی.
کوک =) مطمئنی تا ابد اینجا می مونم.
ته =) فکر می کنی می تونی از دستم فرار کنی.
کوک =) چرا کنه فقط دو یا سه روز وایسا ببین چقدر پشیمونت می کنم.
ته=) باشه.
دورروز گذشت و وقتی که ته حواسش نبود کوک فرار کرد و نامه ای برای ته گذاشت.
در نامه نوشته بود=)
احمق دیدی فرار کردم منتظرم باش تا فردا اقای کیم تیهونگ.(با استیکری که زبون دراز کرده)
دیدگاه ها (۰)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

پارت پنجم---**پارت پنجم: فرار به سمتِ سایه‌ها**ماشین با ترمز...

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

شاگرد لوس من

### پارت ۹: شکارِ سایه در شبِ بی‌پایانبعد از اون اتفاق، عمار...

پارت ۱۳: رئیس، لبخند بزن! 📸😂ساعت ده صبح بود و شرکت مثل همیشه...

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

چند پارتی✨تعطیلات بود و ات همراه جونگ‌کوک برای چند روز به ای...

🖤 OBSESSION | وسواسپارت بیستم: خیانت از نزدیک‌ترین فاصلهصدای...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط