گلایه ای نیست اگر تنهاییم

گلایه ای نیست اگر تنهاییم...

گلایه ای نیست اگر تنهاییم...
حرفی نداریم بزنیم وقتی کسی که می گفت:
بدون تو یک آب خوش از گلویم پایین نمی رود...
حالا کنار یک نفر دیگر با خیال راحت دارد زندگی میکند...
کار ما از گلایه، شکایت و قرص های اعصاب گذشته...
فقط یک گوشه ، خیلی آرام و صبور مثلا نفس می کشیم و ادا در می آوریم که خدا را شکر خوبیم...
اما گاهی وقت ها میان خلوت خودمان بعضی از سوال ها حسابی نفسمان را می گیرد که حالا کجاست؟
چکار می کند؟
برای کدام از خدا بی خبری با صدای بلند می خندد و عشوه می آید؟
گاه گاهی به من و گذشته مان فکر میکند یا نه؟
خلاصه که خودخوری میکنیم و روز به روز موهایمان سفیدتر می شود...

آدم است دیگر ، دوست دارد سر خودش شیره بمالد و مدام برود به کوچه علی چپ...
اما حقیقت همین است که نه به یادمان هستند و نه قلبشان هنوز برای ما می تپد ، که اگر همینطور هم باشد دیگر فایده ای ندارد عزیز من...
باید قبول کنیم ، ما خیلی وقت است از یاد رفته ایم!
دیدگاه ها (۸)

پارت ۵۲ — سال‌هایی که نگذشتندچندین سال از آن روز گذشته بود.ه...

رمان انتقام ازدواج کامل

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش اول_ حس نومیدی از این‌جا ...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟽 | آخرین نتدو سال گذشت.دو سال از روزی که ا/ت برای...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇16ویو هویج:چند روز از ورود لی یان به ...

True Love①⓪تهیونگنگاهم رو از چشماش دزدیدم و به انعکاس نور چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط