Daimond or love
part 13
ویو ایون
دوباره روم خیمه زد اینبار خیلی نزدیکتر اون چیزی که بین پاهام حس میکردم
آزش متنفرم با حالت نیمه خماری به چشمام نگاه کرد با چشام بهش نگاه کردم و چیزی که تو یقلبم بود رو بهش گفتم .....
ایون : ازت متنفرم
اینو در حالی گفتم که نورهای بنفش و آبی باعث میشد چشام برق بزنه
وقتی این کلمه رو گفتم در حدی از ثانیه حالت چهره اش تعقیر کرد
یهو به سمت لبم اومد گوشه لب پاییینم رو با دندونش آنقدر فشار داد که ....
ایون :(جیغ دردناک)
بعد اینکه گوشه لبامو سوراخ کرد بهم نگاه کرد گریه ام بند نمیومد لبم رو حس نمیکردم اونم با اینکارا لب هاش و دندونش خونی شده بود خون من
دقیقا شبیه یه خون آشام بالغ بود ....
سرش رو نزدیک کردم و توی گردنم فرو رفت گوشش دقیقا بغل دهنم میدونستم چرا اینکارو کرد !
بعد اون چیز سفت رو حس کردم
شروع کرد به داخل به حرکت کردن
وقتی دید که هیچ صدایی ازم در نمیاد که براش ناله کنم تمام حجم واردم کرد دیگه نتونستم تحمل کنم و خودمو نگه دارم کنار گوشش ناله ای کردم
ایون :اهحححح(با لرزش صدا)
شاید فقط یه ناله کافی بود که دوباره اونو به ارگاسم برسونه بعد ناله من کوک به طرز خیلی بمی و جذابی ناله کرد با ناله اش که ابن غرش شیر بود تنم لرزید بدنم شل شد
تازه متوجه شدم منم ارضا کردع هنوز توم در حال حرکت بود ناله میکرد
که مایع رو دردن خودم حس کردم نه من نمیخوام دوباره از این مرد بچه داشته باشم من فقط میخوام اون بمیرع.......
ایون :ولم کن ...حرومزاده حق اینکارو نداری(درد . داد)
کوک :خفه شو(بم ، سرشو به عقب میبره)
ایون:من زنتون نیستم کثافت بفهم(جیغ)
بجای یه جوا یه سیلی محکم خوردم
تنها کاری که ت زندگیم داره انجام میشه صدمه دیدن من توسط این آدم
پسته
کوک :خفه شو (عربده)
دیگه چیز ینگفتم هنوز وقت کاری که باید بکنم نرسیده
ازم کشید بیرون دستامو باز کرد ..لک تنا ب روی دستم مونده بود همینطور اون زنجیر دور گردنم
از پشت منو بغل کرد باید بگم ......من عاشقش بودم ولی الان ازش متنفرم ......
منو به خودش نزدیک کرد پشت بهش خوابیده بودم دستشو دور کمرم حلقه کرد و سینه هامو لمس میکرد........هیچی برام مهم نیود جز انتقام .......
ویو صبح
ببخشید نتونستم بزارم سرم بخاطر امتحانات خیلی شلوغ شده و کمتر فعالیت میکنم و میخوام این فیک رو زودتر تموم کنم به سراغ فیک بعدی بریم
ویو ایون
دوباره روم خیمه زد اینبار خیلی نزدیکتر اون چیزی که بین پاهام حس میکردم
آزش متنفرم با حالت نیمه خماری به چشمام نگاه کرد با چشام بهش نگاه کردم و چیزی که تو یقلبم بود رو بهش گفتم .....
ایون : ازت متنفرم
اینو در حالی گفتم که نورهای بنفش و آبی باعث میشد چشام برق بزنه
وقتی این کلمه رو گفتم در حدی از ثانیه حالت چهره اش تعقیر کرد
یهو به سمت لبم اومد گوشه لب پاییینم رو با دندونش آنقدر فشار داد که ....
ایون :(جیغ دردناک)
بعد اینکه گوشه لبامو سوراخ کرد بهم نگاه کرد گریه ام بند نمیومد لبم رو حس نمیکردم اونم با اینکارا لب هاش و دندونش خونی شده بود خون من
دقیقا شبیه یه خون آشام بالغ بود ....
سرش رو نزدیک کردم و توی گردنم فرو رفت گوشش دقیقا بغل دهنم میدونستم چرا اینکارو کرد !
بعد اون چیز سفت رو حس کردم
شروع کرد به داخل به حرکت کردن
وقتی دید که هیچ صدایی ازم در نمیاد که براش ناله کنم تمام حجم واردم کرد دیگه نتونستم تحمل کنم و خودمو نگه دارم کنار گوشش ناله ای کردم
ایون :اهحححح(با لرزش صدا)
شاید فقط یه ناله کافی بود که دوباره اونو به ارگاسم برسونه بعد ناله من کوک به طرز خیلی بمی و جذابی ناله کرد با ناله اش که ابن غرش شیر بود تنم لرزید بدنم شل شد
تازه متوجه شدم منم ارضا کردع هنوز توم در حال حرکت بود ناله میکرد
که مایع رو دردن خودم حس کردم نه من نمیخوام دوباره از این مرد بچه داشته باشم من فقط میخوام اون بمیرع.......
ایون :ولم کن ...حرومزاده حق اینکارو نداری(درد . داد)
کوک :خفه شو(بم ، سرشو به عقب میبره)
ایون:من زنتون نیستم کثافت بفهم(جیغ)
بجای یه جوا یه سیلی محکم خوردم
تنها کاری که ت زندگیم داره انجام میشه صدمه دیدن من توسط این آدم
پسته
کوک :خفه شو (عربده)
دیگه چیز ینگفتم هنوز وقت کاری که باید بکنم نرسیده
ازم کشید بیرون دستامو باز کرد ..لک تنا ب روی دستم مونده بود همینطور اون زنجیر دور گردنم
از پشت منو بغل کرد باید بگم ......من عاشقش بودم ولی الان ازش متنفرم ......
منو به خودش نزدیک کرد پشت بهش خوابیده بودم دستشو دور کمرم حلقه کرد و سینه هامو لمس میکرد........هیچی برام مهم نیود جز انتقام .......
ویو صبح
ببخشید نتونستم بزارم سرم بخاطر امتحانات خیلی شلوغ شده و کمتر فعالیت میکنم و میخوام این فیک رو زودتر تموم کنم به سراغ فیک بعدی بریم
- ۲۷.۸k
- ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط