{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خونه، یعنی صدای خروس صبح،

خونه، یعنی صدای خروس صبح،
یعنی پنجره‌ای که آسمون رو قاب می‌گیره،
نه پنجره‌ای که به دیوار همسایه باز می‌شه.

ما تو معماری اسلامی،
خونه رو فقط نمی‌ساختیم،
باهاش زندگی می‌کردیم...
با آسمون، با خاک، با نور، با صدا.

ولی حالا چی؟
طبقه روی طبقه، دیوار پشت دیوار...
نه حیاطی، نه آسمونی، نه خاطره‌ای.

طبیعتو که حذف کردیم،
آرامش هم باهاش رفت...😔

#معماری #معماری_اسلامی #معماری_ایرانی #معماری_اسلامی_ایرانی #حیاط #شهرسازی #عمران
دیدگاه ها (۲)

یه شروعِ غیرمنتظره… رمان جدید در راه است! ✨)اتفاق‌ها همیشه و...

پارت ۱۸ وارد خونه‌ی تهیونگ شدم.چراغ اضطراری کوچکی روی میز رو...

این دقیقاااااا بلایی هست که #سرمایه_داری سره یه جامعه می یار...

😞 لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه، بین ساعت ۷ تا ۷:۱۵ صبح ...

🏡😍 خونه‌ی آرزوهام… یه تیکه از بهشت روی زمین! 🌿🌸💚🥹❤️ واقعاً ا...

Part7: بعد از کلی کل کل به خونه ی کار آگاه رسیدن جونگ کوک و ...

قسمت ۸(بخش یک)

رمان اسیر خان پارت اول ۱

پارت ۱۶: پایانِ داستان… و شروعِ یک زندگیغروب بود. آسمون رنگِ...

ویو یونگیا/ت از اتاق اومد بیرون وای چقد خوشگل شده بود .اگه ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط