گاه زهری در جگرها کار خنجر می‌‌کند

﷽‌🥀گاه زهری در جگرها کار خنجر می‌‌کند

﷽‌🥀گاه زهری در جگرها کار خنجر می‌‌کند
قلب‌ها را پاره و جان را مکدّر می‌‌کند
 
در دلت آقای من این زهر کار دشنه کرد
مثل جدّت، لحظۀ آخر تو را لب تشنه کرد
 
مثل جدّت، لحظۀ آخر تنت بی تاب شد
آب همچون کربلا در خانه‌ات نایاب شد
 
همچو بسمل! وای بر من، می‌‌زدی تو دست و پا
هلهله می‌‌کرد دشمن، می‌‌زدی تو دست و پا
 
ای شب قدر رضا، قدر تو را نشناختند
پیکرت را روی بام خانه‌ات انداختند
 
سایه‌سار پیکرت، بال کبوتر‌های شهر
گریه‌کن‌های غمت، چشمان مادر‌های شهر🥀

یا جواد الائمه ادرکنی

🏴#شهادت_جواد_الائمه(ع) 🏴
#تسلیت‌امام‌زمانم🥀
دیدگاه ها (۰)

𓆩 پارت ۴۰ 𓆪 🖤🥀ماشین با سرعت در خیابان‌های خلوت حرکت می‌کرد.ا...

دو پارتی از هیسونگ پارت اخریک ساعت بعد، ات به خانه برگشت.در ...

مافیای من — قسمت ۲۱اسمِ مادرات چند ثانیه فقط به جونگکوک نگاه...

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

خانه قدیمی مادر بزرگ پناه آخر هفته های ما است.از زمانی که زن...

Part 2

🖤 مافیای منقسمت پنجم | لبخندی که هیچ‌کس ندیده بودات هنوز به ...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

چند روز بعد، تهیونگ تصمیم گرفت روش جدیدی امتحان کند.این بار ...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط