3

𝑝𝑎𝑟𝑡3

𝑝𝑎𝑟𝑡3
اسم فیک:𝑙𝑜𝑣𝑒 𝑚𝑒

تهیونگ:خب تو مارو دیدی نمیتونیم همینطوری ولت کنیم اگر مارو لو بدی...
(ماریا خواست فرار کنه که جونگ کوک دستش رو گرفت)
جونگ کوک:کجا میری کوچولو تو فعلا پیش ما میمونی...
(ماریا خواست جیغ بزنه که جونگ کوک یه دستمال گذاشت روی دهنش و ماریا بیهوش شد)
(تهیونگ به زور بلند شد)
تهیونگ:خب جونگ کوک بندازش داخل ون بریم
جونگ کوک:حالا باهاش چیکار میکنی؟
تهیونگ:یکم باهاش حال میکنم بعد پرتش میکنم مثل یه آشغال داخل رود خونه
جونگ کوک:چقدر تو باهوشی ولی گناه نداره اون تو رو نجات داد؟
تهیونگ:یادت نره ما بزرگترین و خطرناک ترین مافیای سئولیم..
جونگ کوک:اوممم ولی من نمیخوام باهاش حال کنم
تهیونگ:کی گفته منو تو قراره باهاش حال کنیم میفروشیمش به مین هائو جین تا پولی که ازمون میخواد جبران شه
حونگ کوک:به این فکر نکرده بودم
که.......





ادامه دارد.........
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴۵

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

پارت ۴ | جلسه‌ی دردسرسازظهر شده بود و همه برای جلسه‌ی مهم آم...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

چند پارتی بازیچه

پارت ۲۰(لباس یونا واسه مهمونی)جونگ کوک:یونا کجایی؟یونا:مگه ن...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : Seventeenویوی تهیونگ :+خب حالا ل...

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟰-من میخوام همسره آیندم لیا باشه +چی ¥هوی جونگ کوک میفهم...

پارت ۱ ویو ا.تساعت از دوازده شب گذشته بود سکوت خسته کننده ای...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۱ | «همه با هم» ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط