{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چنان که دست گدایی شبانه می لرزد

چنان که دست گدایی شبانه می لرزد
دلم برای تو ای بی نشانه می لرزد

هنوز کوچه به کوچه، حکایت از مردی ست
که دستِ بسته او عاشقانه می لرزد

چه رفته است به دیوار و در که تا امروز
به نام تو در و دیوار خانه می لرزد

چه دیده در که پیاپی به سینه می کوبد؟
چه کرده شعله که با هر زبانه می لرزد؟

هنوز از آنچه گذشته است بر در و دیوار
به خانه چند دلِ کودکانه می لرزد

ز من شکیب مجو، کوه صبر اگر باشم
همین که نام تو آرند شانه می لرزد...

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۲)

مادرم نیست

#داستان_شب✍حکایت آب و کوزه مردی در خانه‌اش دو کوزه بزرگ برای...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش دوم_ ریچل_به خانه که برگشتم ویل رفته بود.آ...

صدای شلیک

از محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن موسی بن جعفر نقل شده است که...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ²کیم ته‌وون، پدر عمارت، ...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۲

مرد بی رحم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط