{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

انتقام عشق الکی
پارت ششم
تیهونگ اعصبانی بود که چطور یک بچه ی احمق تونسته از دستش فرار کنه و به این فمر می کرد که در استینش یک مار پرورش داده. روز ها گذشت تیعونگ که از ترس جونگ کوک هیج جا نمی رفت، مجبور شد برای کاری به بیرون بره. بعد از چند دقیقه راه چند نفر تیهونگ را در گونی کردند و پیش جونگ کوک بردند.
تیهونگ را در پارکینگ گذاشتن و رفتن. جونگ کوک اومد و از گونی او را در اورد.
جونگ کوک=) به به ببین کی اینجاس.
تیهونگ =) می کشمت کثافت.
جونگ کوک =) من باهات کاری ندارم. نترس و می زنمت و می دم سگا بخورنت.
تیهونگ=) پس برای چی منو گرفتی احمق؟
جونگ کوک=) فقط می خوام روحتو عذاب بدم.
تیهونگ=) چطوری من که کسی برام مهم نیست.
جونگ کوک=)با لوازم گرون قیمتی که خریدی.
حونگ کوک کل لوازم گرون قیمت تیهونگ را اورد و.....
جونگ کوک=) این برای تو هست که برای خودت خریدی(پرت کرد و شکوند) اینو من برات خریدم(پرت کرد و شکوند)و.....
تیهونگ که دیگه از پولایی که هدر می رفت خسته شده بود...
تیهونگ=) ازم چی می خوای؟
جونگ کوک=) من هیچی نمی خوام الانم دست و پاتو وا می کنم و می زارم بری فقط می خواستم بگم که وقتی با کسی دوست می شی ادم باشی!
جونگ کوک دست و پای تیهونگ را باز می کنه و میره.
تیهونگ می فهمه که دیگه باید ادم باشه و ادم های دیگری و باهوش تری هم وحود داره که حتی خودشم خبر نداره....

پایان پارت
دیدگاه ها (۳)

LESSON

### پشت نقاب عشق 💗**پارت اول از هفت پارت****نویسنده: جئون جن...

« فقط پیش تو » چند دقیقه گذشته بود و جونگ‌کوک هنوز سرش روی پ...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

RESPECT OR DIE : پارت هجدهمصدای مرد در راهرو پیچید...جونگ‌کو...

پارت ۲۴ وارد خونه شدیم. داداشم هنوز داشت درباره‌ی مهمونی سؤا...

پارت ۲۹ 🖤چند روز بعد، همه‌چیز آرام‌تر شده بود. پرونده بسته ش...

پارت نهم: انتخابسکوت اتاق سنگین شده بود.جونگ‌کوک به پیام روی...

پارت ۲ | میز دردسرسازصبح روز بعد، تهیونگ دقیقاً ساعت ۷:۵۹ وا...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط