کل اعضای مافیا و آژانس کنار هم بودنهمه خوشحال در کنا

*کل اعضای مافیا و آژانس کنار هم بودن....همه خوشحال در کنا

*کل اعضای مافیا و آژانس کنار هم بودن....همه خوشحال در کنار هم جشن میگرفتن و میخندیدن ...صدای خنده و موسیقی فضای شادی رو ایجاد کرده بود........

ناکاهارا ...شاخه گلی سر مزار دازای میذاره و شیشه ی شراب رو باز میکنه و شراب رو سر میکشه.....چشم هاش پر از اشک میشه.....
با بغض ....لبخند میزنه

+دازای.....همه چی خیلی خوبه.....آژانس و مافیا قراره با هم کار کنن........
ولی من هنوزم نفهمیدم....چرا ترکم کردی عوضی؟؟؟........من بدون تو هیچی نیستم........دازای......من.....من.....دوست دارم.......شاید........توی یه زندگی دیگه......من و تو مال هم باشیم........
دیدگاه ها (۱۲)

پادشاهی شب''مجازات روز''رستگاری سپیده دم ''PART 1,1این شهر د...

#admin_yoki #My_deity #part2☆فلش بک به روزی که دازای بهوش او...

ابلیس

ابلیس

#𝓟𝓪𝓻𝓽_۹وسوسه عشق 🥀☘صبح ساعت ۰۷:۰۳اکوتاگاوا بیدار شد و دید که...

☆تردید☆ پنج ماه از زمانی که دازای اعتراف کرد میگذشت. این پنج...

پارت دوازدهم ویو ات +۰ دلم میخواد با مشت بکوبم توی صورتش جذا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 5۸_با اینکه اولین نی...

**پارت ۲۲**سالنِ بزرگ و تاریک، پر از دودِ سیگارهای برگ و بوی...

part 4+... در نتیجه، می‌تونیم زمان‌بندی رو تا حدود یک هفته ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط