{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام فیک: عشق مخفی

نام فیک: عشق مخفی
Part: 45



فلش بک به دوماه بعد*
ویو ات*
امروز قرار بود کلی مهمون واسمون بیاد و خب اروپا دست تنها بود و منم میخواستم کمکش کنم برای اشپزی و خدمتکارا هم خونه رو مرتب کنن*
داشتیم با اجوما اشپزی میکردیم دلم درد میکرد پریودیم چند روزی هست افتاده عقب البته برای من عادی بود چون هرماه این مشکل رو داشتم*
اجوما که دید دل درد دارم نزاشت زیاد کار کنم. اما خب منم نمیتونستم بزارم اجوما دست تنهایی کار کنه که...داشتم کمکش میکردم برای غذا(داشتن از کره به جای روغن استفاده میکردن برای سرطف دادن گوشت). یدفعه حالم بد شد دستمو جلوی دهنم گذاشتم انقدر بوی کره زیاد بود که نمیتونستم تحمل کنم*
ا. چیشده دخترم*نگران
(ا. اجوما)
اومدم چیزی بگم ولی داشتم میاوردم بالا دوییدم سمت دستشویی. همینجوری بالا میاوردم*
اجوما اومد پیشم*
ا. دخترم چیشد*نگران
ا. به کره حساسیت داری؟
با سرم رو به نشونه ی نه تکون دادم*
حالم یکم بهتر که شد از دستشویی اومدم بیرون رنگم پریده بود اجوما برام یکم ابلیمو اورد و نگام کرد*
ا. پریودی؟ *اروم
ات. نه
ا. خندید*
نگاش کردم*
ات. وا چرا میخندی اجوما*اخم
ا. بارداری*ذوق
ات. چ.چی*شک
ا. مبارک باشه دخترم*بوسم کرد
ات. ولی من خیلی دلدرد دارم و اینکه پریودیم عقب افتاده ربط داره؟
ا. بنظرم بهتره بری دکتر
ات باشه



☆ممنون میشم حمایتم کنید☆
دیدگاه ها (۸)

الماس زیبای من part⁴آجوما بانگرانی سمتم اومد و گفت دخترم چی ...

marry without love

به زیباییه مشکی

گمشده در روشنایی. P:5دو روز بود که ات بهوش نیومده بود و زند...

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط