{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر

#محمد_عقاب #محمد_عقاب

وای بر من، ای خدا
آن دلربا آن مهربان دستان
آن دم گرم و دل بی خار و بی پایان
وز برایم، وای سرد است، وای سرد است
مادر ای مادر، باز مادر باز آن عشق الهی باز آن آغوش گرم جاودانی
چه می‌بینم خدایا باورم نیست هنوز
گرمی آغوش مادر دست‌های پر چروک و گرم مادر
بوسه‌های آتشینش حرف‌های دلنشینش
نیست دیگر از برایم
هزاران وای بر من
پیکرش سرد است نازنین مادر هم سرد
دیدگاه ها (۰)

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

آقا... بابامای کاش باز آیی و من پای تو بوسمدر سجده روم، صورت...

تک پارتی به مناسبت تولد جیمین

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۴در مسیر حرکت به سمت...

عاشقانه های شبنم

Wooden doll 🍂 با آخرین تراش ، براده ای کوچک بر پارکت های رنگ...

داستان کودکانه «ستاره‌ای که در قلب ما می‌درخشد» به نویسندگی ...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:5^دوباره دارم همون کارو باهاش میکنم،هیو...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

نام=)سایه مافیا### پارت پانزدهم: زندانِ امنِ سایه‌هاوقتی لیه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط