برایت نوشتم یادگاری

💔💔💔

برایت نوشتم یادگاری
تا باشد روزگاری
گر رفتم روزگاری
آن باشد یادگاری
.
... Z&R...
ᴸⁱᶠᵉ•ــــﮩﮩـــ٨ـﮩـ۸ـﮩـــ٨ﮩ٨ﮩﮩــــ 🚶🏻‍♀️ــ•ᴰᵉᵃᵗʰ
دَِیَِگَِـَِـَِـَِہَِ َِآِخَِـَِرَِآِشَِـَِـَِღ

#اینم_از_دنیات
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۸ وقتی به خونه‌ی مادربزرگم رسیدم، از همون دم در صدای ح...

چند پارتی

فصل بیست و هفتم: برادری که همه‌چیز را می‌دانستآرون هنوز درست...

Seventeen

وقتی معلم زبانته | چندپارتی𝙿𝚊𝚛𝚝𝟷هر روز زیبا تر از دیروز به ا...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

Iove and the moonPart38هنوز حرفم کامل نشده بود که بلندم کرد...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم

4مارس2016 پایه تخت فرانسه یکی از مخفیگاه های کارس واتر ساعت1...

گل خونی پارت 52داشت کمربند جونگکوک در میاورد بعد هم کمربند خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط