فصل دوم  پارت ۱۰  مرحله دوم

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍

فصل دوم | پارت ۱۰ | مرحله دوم
جونگ‌کوک، سوا و لنا به مزون برگشتند.
هیچ‌کدام حرفی نمی‌زدند.
سوا بالاخره سکوت را شکست:
ـ «فکر می‌کنید مرحله‌ی دوم چیه؟»
جونگ‌کوک جواب نداد.
چشمش به درِ مزون افتاد.
روی شیشه، با ماژیک مشکی نوشته شده بود:
«مرحله‌ی دوم شروع شد.»
لنا با تعجب گفت:
ـ «این کی نوشته شده؟»
جونگ‌کوک جلو رفت و در را باز کرد.
داخل مزون کاملاً مرتب بود.
اما روی میز سوا...
یک جعبه‌ی کوچک قرار داشت.
سوا آرام نزدیک شد.
ـ «این مال من نیست.»
جونگ‌کوک گفت:
ـ «دست نزن.»
اما ناگهان گوشی سوا زنگ خورد.
شماره ناشناس.
سوا جواب داد.
صدایی آرام گفت:
ـ «بالاخره برگشتید.»
سوا خشکش زد.
ـ «تو کی هستی؟»
صدای آن طرف خندید.
ـ «کسی که سه ماه منتظر این لحظه بود.»
تماس قطع شد.
چند ثانیه بعد، جعبه خودش باز شد.
داخلش یک کلید بود.
و یک تکه کاغذ.
سوا کاغذ را برداشت.
روی آن نوشته شده بود:
«اگر می‌خواهید حقیقت را بفهمید، فردا ساعت هشت، به جایی بروید که همه‌چیز از آنجا شروع شد.»
جونگ‌کوک به نوشته خیره شد.
ـ «می‌دونم کجاست.»
سوا پرسید:
ـ «کجا؟»
جونگ‌کوک آرام جواب داد:
ـ «خونه‌ی قدیمی.»
و این بار...
گذشته واقعاً داشت برمی‌گشت.
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

ادامه ی پارت ۱۹۵

چندپارتی جونگ کوک

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 47[راوی]جمعه با...

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۵: وقتی پادشاه رسیدصدای چند ماشین همزمان ...

فیک تهکوک وارث زار

پارت ششم: سایه‌ای در خیابانوقتی از کافه بیرون آمدند، باران ش...

فیک: بابای سخت گیر من — part 14[سوآ پشت سر کوک وارد اتاق مطا...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت هفدهم 𓆪ات هنوز به نوشته روی دیوار خیره...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط