کپشن  زیادی زر زر کردم اگر دوست داشتی بخون و نظرتو بگو

کپشن ؟ زیادی زر زر کردم اگر دوست داشتی بخون و نظرتو بگو ^

کپشن ؟ زیادی زر زر کردم اگر دوست داشتی بخون و نظرتو بگو ^○^ من وقتی اصبانیم زیادی چرت پرت میگم °×°



وقتی میگم زندگیم‌ کل زندگیم عنه 💩 یعنی از صبحه 🌅 و الان که شبه 🌃 باید فامیلا بیان خونمون و پشته سر من حرف بزنن ( کی*ریا🖕 عن 💩 توالت 🚽___ ) گفتم برم سلام کنم که نیاین بگم این نمیاد از اتاق اینا صحبت نمیکنه باید برید گوشی شو بگیرد 😒 چون خودم زمانی که خواب بودم چند وقت بیش مامانم ، بابام ، خواهرم اینا می‌اومدند وقتی که داشتم بیدار میشدم هی پشت سرم حرف میزدن و خونواده ام تایید میکردن یکی نبود ازم دفاع کنه اگر خودم برم جلو این اتفاق میوفته :

بابام : گوشیمو ازم میگیرن و عینه سگ کتک میخورم و دعوا می‌شنوم

مامانم : بعدش میاد دوباره تکرار حرفای بابام بدترش هی میگه هی میگه بعد میگه تو دوست پسر داری

خواهرم : چون صدامون داره میاد و داره با دوستش حرف میزنه و آخرش فقدر میگه خفه شید و میره بیرون بعدش مامانم میگه خواهرت ازت دفاع کرد 😬


بعدش من دلم براشون میسوزه حتی با اینکه فامیلای مامانم فامیلای بابام = بعد میام صبحونه 🍳 آماده میکنم که چون دلم براشون میسوزه خودم عینه سگ گشنه ام بدونه اینکه چیزی بخوام بخورم میرم مدرسه


اهم بگذریم این یه تیکه ی خیلی خیلی خیلییییی کوچیک از زندگیم هست بخوام بر اساس اتفاق ها رو برام جمع کنم ۴/۱ ام زندگیم هم نمیشه
دیدگاه ها (۰)

چندپارتی

~Destiny:Part 1~

تهیونگ و دوستاش اخیرا رفته رستوانی که یکی از آرمی ها توش کار...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

My lovely neighbor part : ۷۶

انتقام یا عشق

THE FIRST KISSPART: 9رفتم بیرون بار به دیوار بار تکیه دادم ب...

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

part 7بابای ات:خاب شرکت بهم یه پست خیلی بالا دادهات:اووو مبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط