تا ابد و یک روز متنفر میمونم

تا ابد و یک روز متنفر میمونم

تا ابد و یک روز متنفر میمونم
از اون بیمارستان
از اون اتاق
از تک تک اون کادر
چون یکی از عزیز ترین آدم های زندگیم روزی به اونجا اومد و دیگه بر نگشت
چون وقتی اونجا بود دستای خوشگلش ورم کرده بود
چون خیلی اذیت شد
چون خیلی دلم براش تنگ شده ..
خیلی خیلی زیاد ...
دلم برای صداش . نگاش . موهاش . بودنش تنگ شده ..
چرا کنار نمیام و فراموش نمیکنم ...
چرا این چشما از اشک ریختن خسته نمیشن ...
دیدگاه ها (۰)

تکه ای از تو 1

𝗈𝗇𝖾 𝗌𝗁𝗎𝗍:"𝗆𝗒 𝗌𝗁𝗂𝗇𝗂𝗇𝗀 𝗌𝗍𝖺𝗋"𝗐𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: @choi_so_a𝗁𝗒𝗎𝗇𝗃𝗂𝗇: +𝗉𝖺𝗋𝗄 𝗅...

intertwined fate of two enemies-part 13

🐥: همه‌چیز توی کلمبیا فوق‌العاده بود. کلمبیا و پرو هر دو کشو...

part 70جیهوپ بعد از چند دقیقه رانندگی جلوی در بیمارستان پارک...

پارت ۳ زندگی سخت است اما اسان میشود....ویو آشا : دیدم و بعد ...

I'm not jealous part 65به سمتمون اومدن هه رین در حالی که لبخ...

واییحح بچه هاا ساعت 2:20 شب اومدم غیبت کنم و حرص بخورم👺😭🙏🏻من...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پنجم 5

Custom bride part : ۱۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط