{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کپشن💔👇

بیمارِسْتانْ
اُتاقِ عَمَلْ
شُوکْ
خَطِ صافْ
یِ بوقِ مُمْتَدْ
یِ مَلافِه سِفیدْ
سَردخونِه
قَبْرِسْتونْ
سَرِخاکْ
صِدا
اَشْکْ
جیغ
گِرْیِه
پایان نَفَسْ کِشیدَنَمْ
پایان میدَهَدْ بِه تَمامِ شِیْطَنَتْ هایَمْ
# اونموقِع میشَم عَزیزِ دِلِ هَمِه
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲: وقتی زمان ایستادهوا سنگین بود. اون روز، برخلافِ همه‌...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

از دشمنان تا عاشقان

چند پارتی جونگ کوک

سانزو آروم رد خون رو دنبال کرد تا رسید به بدن پاره پاره شده....

رمان سوکوکو - پارت 26

حتما ببینید

بیمارستان...اطاق عمل...شوک...خط صاف...شوک...یه خط صاف...یه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط