{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیمارستان...

بیمارستان...
اتاق عمل...
شوک...
خط صاف...
ی بوق ممتد...
ی ملافه سفید...
سردخونه...
قبرستون...
صدا...
اشک...
جیغ...
گریه...
و تمام پایان نفس کشیدنم:)🖤
دیدگاه ها (۰)

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

پارت ۱۶

رمان سوم پارت بیستم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚.@ویو دازای ی...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

چند پارتی بازی ممنوع

از دشمنان تا عاشقان

.......//برده ی زیبا//.......

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟗ویو فردا صبح.همه دور میز جمع بودن و مش...

The Last Shadow

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط