خون شیرین³
خون شیرین³
جیسونگ:پاشیدددد پاشید دونسنگ هایه خوابالومممم پاشیدددد که وقت ماجراجوییه
فلیکس:اخخ چیه دوباره صداتو رو سرت انداختی
سونگمین:همیشه وقتی قراره بریم ماجراجویی اینطوری سرو صدا راه میندازی
.
.
.
صبر کن ببینم
یعنی واقعاا قراره بریمممم؟؟؟
جیسونگ:ارهههه
سونگمین : هوراااا
فلیکس :بریم وسایل بخریممم
جیسونگ:لتس گوو
.
.
.
.
.
جیسونگ:خب اماده ایم
فلیکس:فردا ساعت ۷ صبح حرکت میکنیم
سونگمین:وایی من تا فردا چطوری صبر کنمم
جیسونگ:نمیدونم
فلیکس:وایی کی فردا میشههه
جیسونگ:فردا
فلیکس:ایششش
جیسونگ:بیاید یذره بخوابیم
فلیکس:اوکی
.
.
.فردا
.
.
جیسونگ:سوار شید، فلیکس شال گردنت رو سفت کن
فلیکس:باشه
جیسونگ:اماده اید؟
سونگمین: رد شدن از این دیوار سخته ولی بقیش اسونه
جیسونگ:امیدوارم
.
.
.
کمربند هاتون رو ببندید میخوایم بلند شیم.. سه..دو.... هوف..یکک
فلیکس:عاااا
جیسونگ:داریم نزدیک دیوار میشیم.
. فلیکس:تقریبا ۱۰۰ متر دیگه میرسیم.. . . .
سونگمین:وایی دیوارو رد کردیم
جیسونگ:بیاید با جت بریم تا ته ببینیم چه خبره اگه خبری نبود برمیگردیم
فلیکس:اوکی
سونگمین:وایی چقد سردههه
فلیکس:ارههه وایی
جیسونگ:الان ۱۰۰ کیلومتره که اومدیم ولی هیچ خبری نیست.. هی صبر کن.. اونجا رو.. فلیکس:وای اونجا یه شهره؟
سونگمین:اروم برو رد شیم ببینیم چیه
جیسونگ:باشه
____________________
نویسنده لیا هستم چطور بود نظرتون رو بگید
جیسونگ:پاشیدددد پاشید دونسنگ هایه خوابالومممم پاشیدددد که وقت ماجراجوییه
فلیکس:اخخ چیه دوباره صداتو رو سرت انداختی
سونگمین:همیشه وقتی قراره بریم ماجراجویی اینطوری سرو صدا راه میندازی
.
.
.
صبر کن ببینم
یعنی واقعاا قراره بریمممم؟؟؟
جیسونگ:ارهههه
سونگمین : هوراااا
فلیکس :بریم وسایل بخریممم
جیسونگ:لتس گوو
.
.
.
.
.
جیسونگ:خب اماده ایم
فلیکس:فردا ساعت ۷ صبح حرکت میکنیم
سونگمین:وایی من تا فردا چطوری صبر کنمم
جیسونگ:نمیدونم
فلیکس:وایی کی فردا میشههه
جیسونگ:فردا
فلیکس:ایششش
جیسونگ:بیاید یذره بخوابیم
فلیکس:اوکی
.
.
.فردا
.
.
جیسونگ:سوار شید، فلیکس شال گردنت رو سفت کن
فلیکس:باشه
جیسونگ:اماده اید؟
سونگمین: رد شدن از این دیوار سخته ولی بقیش اسونه
جیسونگ:امیدوارم
.
.
.
کمربند هاتون رو ببندید میخوایم بلند شیم.. سه..دو.... هوف..یکک
فلیکس:عاااا
جیسونگ:داریم نزدیک دیوار میشیم.
. فلیکس:تقریبا ۱۰۰ متر دیگه میرسیم.. . . .
سونگمین:وایی دیوارو رد کردیم
جیسونگ:بیاید با جت بریم تا ته ببینیم چه خبره اگه خبری نبود برمیگردیم
فلیکس:اوکی
سونگمین:وایی چقد سردههه
فلیکس:ارههه وایی
جیسونگ:الان ۱۰۰ کیلومتره که اومدیم ولی هیچ خبری نیست.. هی صبر کن.. اونجا رو.. فلیکس:وای اونجا یه شهره؟
سونگمین:اروم برو رد شیم ببینیم چیه
جیسونگ:باشه
____________________
نویسنده لیا هستم چطور بود نظرتون رو بگید
- ۳.۳k
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط